شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 249463

    درگفت و گو با دکتر شرف الدین:

    آسیب شناسی برنامه های دینی رسانه ملی

    تقریرگفت و گوی دکتر سید حسین شرف الدین بایکی از پژوهش گران صدا و سیما در 6/4/97 چند نکته مقدماتی:

    1. تفاوت و تمایز بین صدا (رادیو) و سیما (تلویزیون)

    مسلماً تبلیغات دینی در این دو به دلیل تفاوت های ماهوی آنها متفاوت خواهد بود. جنس فعالیت های سیما تصویری است و فعالیت های رادیو کلامی و گفتاری است. گاه در سیما بیشتر ازظرفیت آن در پخش صدا استفاده می شود. برای مثال، وقتی منبر که از جنس گفتار و کلام است در سیما پخش می شود، در واقع یک برنامه رادیویی را ازطریق تلویزیون ارائه می کنند، زیرا در این نوع سخنرانی، عملا تصویر با ما حرف نمی زند.

    2. تنوع برنامه های سیما

    برنامه های سیما متنوع اند. برخی  از آنها از گفتار محورند(مثلا سخنرانی، مصاحبه، میزگرد)  و برخی برنامه ها تصویری اند مثل فیلم، سریال، کارتون. برخی دینی محض اند مثل اذان، سخنرانی های مذهبی، سریال یوسف پیامبر و برخی در لفافه و در ضمن از آموزه ها و ارزشهای دینی نیز به تناسب سخنی بمیان می آورند.

    برخی از شبکه ها مثل شبکه چهار به تناسب نوع مخاطبان مفروضش، برنامه های تخصصی و آکادمیک دارند که معمولا برای مخاطب عام قابل استفاده نیستند؛ سایر شبکه ها معمولا از حیث ارائه برنامه های دینی مثل سایربرنامه ها، سطح غیرتخصصی را جهت استفاده مخاطب عام و ذائقه عمومی را مد نظر دارند.

    برخی شبکه های رادیویی نیز به عنوان اینکه مخاطبان خاص دارند مثل رادیو معارف و رادیو قرآن عمدتا  به پخش برنامه های صرفا دینی با استانداردهای مورد انتظارمخاطبان توجه دارند؛ در سایر شبکه ها عمدتا به دلیل مخاطب عام، عموم برنامه ها ازجمله برنامه های عادی در سطح غیرتخصصی عرضه می شود. توجه به این اقتضائات در تدوین و ارائه برنامه های دینی بسیار موثر و تعیین کننده است.

    3. نکته سوم اینکه بخش قابل توجهی از برنامه های دینی صداوسیما انعکاس فعالیت های بیرونی مراکز فعال در عرصه تبلیغات  دینی اند؛  یعنی برنامه های غیرتولیدی اند. مثلا پخش نماز جماعت، دعای کمیل، دعای ندبه، مجالس سوکواری وعزاداری و ... درمساجد، حسینیه ها و سایر مراکز مذهبی صورت می پذیرد وصدا و سیما با اعمال تصرفاتی در محیط، برخی از آنها را که مناسب تشخیص می دهد برای  پخش  ضبط می کند و با اعمال تکنیک هایی آنها را تبدیل به برنامه های رسانه ای می کند.

    در مقابل، بخشی از برنامه های دینی رسانه، تولیدی اند مثلاً داستان راستان شهید مطهری با اعمال مجموعه ای از تکنیک های حرفه ای  به برنامه های کوتاه تصویری متناسب با ذائقه مخاطبان کودک تبدیل می شود.

    برخی برنامه ها نیز ممکن است ترکیبی از این دو باشد. بدیهی است که ملاک داوری و ارزیابی و سطح انتظار در هر دو نوع (تولیدی و غیرتولیدی) متفاوت است.

    4. واژه «دین» درعنوان برنامه دینی هم به اقتضاء دینی بودن و هم به اقتضاء اینکه جامعه ما یک جامعه دینی است، گستره وسیعی دارد. وقتی می گویند برنامه اقتصادی، براحتی می توان آن را از غیراقتصادی متمایز ساخت و همچنین سایر برنامه ها باعناوین خاص. اما وقتی گفته می شود، فلان برنامه دینی است طیفی از زیرعنوانها برای آن محتمل است: برنامه ای در حوزه عقاید، احکام،  اخلاق، مناسک، عرفان، معنویت، تاریخ اسلام، زندگی پیامبر وائمه(ع)، سازمان روحانیت، اماکن مقدس، زندگینامه علما، حکومت اسلامی، جهان اسلام، علوم اسلامی، طب سنتی اسلامی و... بنابراین، در چنین مواردی تشخیص دینی از غیردینی حتی برای کارشناسان آسان نیست. می خواهم عرض کنم که سوال محوری در این بخش این است که ما چه نوع تبلیغاتی را دینی می دانیم، چه نوع برنامه هایی را با چه شاخص هایی می توان دینی شمرد. گاه یک روحانی در تلویزیون راجع به یک موضوع روان شناختی مثل وسواس حرف می زند یا یک نماینده مجلس روحانی به تحلیل اوضاع سیاسی کشور می پردازد و درضمن آن هم ممکن است به آیه یا روایتی اشاره کند آیا این نوع برنامه ها مصداق تبلیغات دینی است؟ یابرنامه های عرفانی  ارائه شده  توسط افراد غیرروحانی مثل استاد الهی قمشه ای یابرنامه های معارفی ارائه شده توسط استاد رحیم پور ازغدی و...

    بالاتر اینکه حتی برنامه هایی مثل ماه عسل را هم نمی توان غیردینی نامید چون بعضا محتوا و پیام دینی و غالبا تاثیرات دینی و اخلاقی برمخاطب دارد. به دلیل وجود این مشکلی، ناچاریم برش بزنیم و برنامه های دینی و غیردینی را با برجسته سازی ملاک هایی از هم تمیز دهیم؛ در غیر این صورت عنوان دینی بیشتر برنامه های جاری صداو سیما را هر چند با نسبت های متفاوت دربرمی گیرد.

    دلیل این گستردگی هم این است که در جامعه سکولار، دین در عرض نهادها و با مرزمشخصی از سایرین تعریف می شود ولی در جامعه اسلامی  بویژه جامعه ایران بعد از انقلاب، دین به دلیل موقعیت فرانهادی، سپهر بسیارگستره ای یافته و تمام شئون زندگی را در بر گرفته است. اساسا پاسخ به این سوال که چه چیزهایی را نمی توان تحت عنوان عام دینی جای داد، چندان هم آسان نیست.

    بنابراین ما با یک طیف وسیع و عرض عریضی از برنامه های دینی مواجه ایم. بعضی در این ویژگی حداکثری، برخی حداقلی اند؛ برخی به لحاظ محتوا و برخی  هم به لحاظ محتوا و هم فرم دینی اند؛ برخی به لحاظ منبع اخذ پیام و برخی به لحاظ هدف و کارکرد دینی اند، برخی نیز تاثیراتی همسو با تاثیرات مورد انتظار از برنامه های دینی دارند مثلا ترغیب مردم به کمک به نیازمندان. 

    5. در بحث آسیب شناسی برنامه های رسانه اعم از دینی و غیر دینی، گاه عطف توجه به رسانه، برنامه سازان، مجریان، نویسندگان و عوامل رسانه ای است و گاه عطف توجه  به مخاطب و دریافت کننده برنامه هاست. به بیان دیگر،  گاه ما از موضع رسانه به نقد عملکرد رسانه می پردازیم و گاه از موضع مخاطب به این نقد اقدام می کنیم.از این رو مناسب است که در آسیب شناسی برنامه های دینی موضع خود را مشخص کنیم. بدیهی است که آسیب شناسی از این دو موضع، روش شناسی و نتایج متفاوتی خواهد داشت.

    6. رسانه ملی به دلیل داشتن مخاطب عام و ناهمگن، هیچ گاه نمی تواند حتی اگر در بهترین کیفیت ممکن برنامه ارائه کند، رضایت همگان را جلب نماید. کار رسانه از جنس منبر، یا کلاس درس دانشگاه و مدرسه نیست.

    در این نوع مراکز، مخاطبان تقریباً  هم سطح و سطح انتظار کم و بیش مشخص است. نوع ارتباط مستقیم و چهره به چهره است و امکان بازخوردهی و بازخورگیری در آن به آسان میسراست. اما در رسانه های ارتباط جمعی از جمله رسانه ملی،  تامین این هدف یعنی جلب رضایت مخاطبان انبوه کاری فوق العاده پیچیده و تقریبا ناممکن است. این تذکر را از این باب دادم که باب برخی خرده گیریها و انتقادات  نسبت به عملکرد رسانه همواره باز است. از این رو، فراتر از نقد رسانه از موضع مخاطبان، باید به پیچیدگی فرایندهای برنامه سازی و مشکلات ساختاری و سازمانی رسانه هم عمیقا توجه کرد.    

     

    اجمالی از آسیب شناسی برنامه های دینی رسانه

    ذکر آسیب ها به هیچ وجه به معنای نادیده انگاشتن نقاط قوت این برنامه ها و زحمات متولیان و مجریان محترم نیست.

    1. برنامه های دینی به دلیل اینکه بیشتر تابع نیاز و تقاضای بیرونی و مناسبتی و نحوه تعامل جامعه هستند، بیشتر از جنس سوکواری و عزاداری است تا شادی و فرح. تجربه زیسته ما نشان می دهد که مراکز مذهبی و متولیان تبلیغات دینی در تامین این بخش توان و تجربه بیشتری در مقایسه با برنامه های شاد در مناسبت های ملی، مذهبی و انقلابی مثل اعیاد و موالید ائمه و سایرمناسبت ها دارند.

    رسانه ملی در طول محرم و صفر و سایر مناسبت ها برای هر روز و شب برنامه مناسب برای مشغول داشتن مخاطب و ایجاد فضای حزن آلود متناسب با آن مناسبت را دارد ولی برای شب تولد پیامبر اکرم(ص) یا فلان امام (ع) برنامه شاد جاذبی ندارد و ظاهرا نمی تواند هم براحتی تامین کند.  دلیل عمده آن این است که  تولید و عرضه برنامه های شاد در محیط های بیرونی هم متناسب با سطح نیاز و انتظار نیست یعنی جامعه متشرعان به این بخش اهتمامی نداشته و ظاهرا ندارند. وقتی در مسجد و حسینیه و اداره برنامه های شادی عرضه نشود، طبیعی است که نمی توان توقع داشت صدا و سیما در این عرصه رونق  درخور توجهی داشته باشد. اگر چنین برنامه هایی در بیرون رواج و رونق داشته باشد قهرا دررسانه هم از طریق سیستم ضبط، انعکاس می یابد.

    مداح های ما آن قدر آمادگی ندارند که یک یا دو ساعت برنامه شاددر مکانی مثل مصلای تهران اجراکنند در حالی که غالبا می توانند ساعت ها ذکرمصیبت داشته باشند.

    این وضعیت موجب شده که توازن میان شادی و غم در جامعه برهم خورد و میزان شادی و نشاط مذهبی جامعه در مقایسه تقلیل یابد. چرایی این موضوع دلایلی دارد که فعلا جای بحث آن نیست.

    2. گفتگومحور بودن غالب برنامه های دینی

    بیشتر برنامه های دینی از جنس گفتگو، سخنرانی، پرسش و پاسخ، قرائت و تلاوت اند. به عبارتی، بیشتر برنامه های دینی ماهیتا رادیویی هستند هر چند در تلویزیون پخش شوند.

    المان های تصویری برنامه های دینی که در تلویزیون عرضه می شوند، غالباکم است و روشن است که غالب  افراد کمتر می توانند با برنامه های کلام محور وگفتگومحور رابطه برقرار کنند چون کمتر آمادگی و حوصله برای درک مفاهیم دارند اما تصویرسازی معمولا برای عموم بویژه کودکان و نوجوانان جاذبه منحصر بفرد دارد. برای مثال، انیمیشن داستان راستان برای عموم بویژه کودکان برشکل مفهومی آن که توسط کسی تعریف شود، جاذبیت و ارجحیت و قابلیت فهم بیشتر دارد و افراد براحتی می توانند به کرات و بدون خستگی با آن ارتباط برقرار کنند.

    اگر تفسیر سوره یوسف را بهترین مفسران هم در تلویزیون عرضه کنند، افراد آنقدر که با سریال یوسف پیامبر جذب این قصه شدند، بدان جذب نمی شدند.

    یا واقعه تاریخی با قهرمانی مختار را اگر به بهترین شیوه ممکن تعریف می کردند، آنقدر مؤثر نبود که سریال مختارنامه در ایران و جهان اسلام در انتقال آن موثر بود. در سایر موضوعات نیز وضع به همین منوال است.

    3. کارشناسان مورد استفاده محدود هستند.

    غالب طلاب و فضلای حوزه براین باورند که رسانه ملی باب ورود را تنها برای برخی روحانیون بازگذاشته ومعمولا در هر مناسبتی تنها از آنها دعوت به عمل می آورد؛ افرادی که معمولا به دلیل موفقیت در بیرون شناخته شده اند و گاه خودتلویزیون در اشتهار و معروفیت ملی آنها نقش داشته است. درخصوص مداحان نیز خیلی روشن است که عمدتا از برخی چهره ها مثل آقای محمودکریمی استفاده می شود. چنین به نظر می رسد که سازوکاری برای شناسایی و جذب استعدادهای جدید و آموزش افراد مستعد برای بهره گیری از آنها در برنامه ها و شبکه های مختلف وجود ندارد.

    4. ضعف ارتباط غالب مطالب عرضه شده با شرایط جهان واقعی و دنیای کنونی مؤمنان و مخاطبان یا ضعف ارتباط آنها با اقتضائات زمانی و مکانی ملموس ایشان.

    من به عنوان مخاطبی که پای صحبت یک کارشناس دینی رسانه می نشینم، همواره این دغدغه را دارم که صحبت های ایشان، به چه کار من می آید، کجای زندگی مرا اصلاح می کند. نقل مکرر برخی وقایع تاریخی، بدون درس آموزی از آنها چه ارتباطی می تواند با حوزه شناختی و عاطفی و به طورکلی، زندگی مخاطب شما برقرار کند. انتظار این است که برنامه های دینی تدارک شده برای همگان (در مقایسه با برنامه های تخصصی عرضه شده درشبکه چهار) قابلیت بهره گیری و استفاده همگانی داشته باشند. 

    5. مفاهیم و مباحث دینی ما بیشتر جنبه تبلیغی دارد تا آموزشی و تعلیمی یعنی بیشتر ماهیت اقناعی دارند. ما به زمینه های اعتقادی و ایمانی، زیرساخت های تربیتی و رسوبات ذهنی مخاطبان تکیه می کنیم. دراقناع پذیرش مخاطب مهم است، این سیاست منبر است که در رسانه هم بازتولید می شود. روشن است که ما سر کلاس درس اگر حرفی و ادعایی طرح کردیم باید برای اثبات آن استدلال متناسب عرضه کنیم و با دلایل و نقد های مخالفان منصفانه برخورد کنیم. احساس این است که ما در رسانه ملی همان سیاست منبر یا اقناع را بیشتر تعقیب می کنیم.

    البته در برخی حوزه ها مثل احکام فقهی، ارزش های اخلاقی و نقل وقایع تاریخی شاید نیاز و ضرورتی به استدلال در همه جا نباشد؛ مگر در جایی که فهم آن فراتر از درک عادی باشد مثلا چرا ارث زن و مرد متفاوت است نیاز به توضیح دارد اما عموم احکام اینگونه نیستند یا چرا در فلان قضیه تاریخی مثل درگیری با معاویه، امام حسن (ع) صلح را پذیرفت ولی عموم وقایع اینگونه نیستند. نکته پایانی عرض من این است که مباحث دینی عرضه شده در رسانه ما به چه میزان برای غیر مومنان و خانواده های غیر متشرع جاذبه دارد و تاثیر گذار است؟ این برنامه ها به چه میزان توانسته است درتقویت و ارتقای بنیه اعتقادی و ایمانی عموم موثرواقع شوند؟

    در هر حال، احساس خیلی ها این است که بیشتر برنامه های دینی رسانه، اگر نگوییم همه، متناسب با ذائقه متدیّنین و متشرّعین ساخته شده است. یعنی مشتریان و مخاطبان پروپاقرص برنامه های دینی رسانه احتمالا همان افراد مسجدی، پامنبری و مومنان مرتبط با مراکز و سازمانهای دینی اند.

    ۶. ضعف پشتوانه های پژوهشی

    همان طور که غالب منبرها پشتوانه مطالعاتی ندارد، بسیاری از برنامه های دینی رسانه نیز چنین وضعیتی دارند. برنامه های زنده و ضبط شده غالبا به لحاظ سوژه های منتخب، نوع پردازش و اطلاعات عرضه شده تکراری اند. البته برخی رسانه ها مثل رادیو معارف به دلیل ماهیت نسبتا مدرسی غالب مباحث، تنوع مباحث قابل عرضه، تنوع برنامه های تولیدی و نیز انتظار مخاطبان از این جهت وضعیت بهتری دارد و پختگی ووزانت مشهودی در مباحث آن وجود دارد.

    8. عدم طرح دیدگاه های انتقادی و شبهات

    چنین به نظر می رسد که در برنامه های مختلف صداوسیما از جمله برنامه ها و شبکه های درگیر تبلیغات دینی نسبت به طرح شبهات و پاسخ بدانها اهتمام درخوری وجود ندارند. شبکه هایی مثل شبکه چهارم که بیشتر مخاطب نخبگانی دارد انتظار می رود که به شبهات اعتقادی طرح شده از سوی ماهواره ها و سایت های مخالفان و دگراندیشان پاسخ گوید.

    9. لزوم رعایت حال مخاطبان

    ما در رسانه مخاطبان متعددی داریم. انتظار این است که در برنامه های دینی نیز رعایت حال مخاطبان هدف بشود. البته رسانه کم و بیش به مخاطب شناسی اهتمام دارد و شاید بیشتر مخاطبان هستند که توجهی به این مهم نمی کنند و گاه توقع دارند هر برنامه ای قطع نظر از مخاطب هدف آن باید با هر مخاطبی با هر نوع نیاز و سلیقه ای منطبق باشد. . آنچه مسلم است اینکه برنامه هایی که برای کودکان تهیه می شود، باید متناسب با درک و نیاز آنهاباشد؛ برنامه های خانواده محور همچنین. البته برخی برنامه ها به دلیل داشتن مخاطب عام به میانگین ویژگی ها و انتظارات مخاطبان آن باید توجه می شود.

    احساس برخی مخاطبان این است که برخی برنامه های مذهبی رسانه بویژه برخی سخنرانی ها گاه خیلی دم دستی و حداقلی و گاه خیلی سنگین و غیر قابل استفاده برای عموم است.  در هر حال، رعایت مقتضای حال مخاطب یک اصل اجتناب ناپذیر است.

    10. نقد فرهنگ دینی و وضعیت فرهنگی مذهبی جامعه

    نیازی به گفتن ندارد که در جامعه ما نیز مثل همه جوامع بشری، خرافات، بدعت ها، رفتارهای توجیه ناپذیر  وجود دارد. انتظار این است که رسانه ملی با این نوع رفتارها با دقت و ظرافت تمام برخورد کند. کاری که در چند سال اخیر با موضوع قمه زنی شد در خور تقدیر است ولی انحرافات منحصر به این مورد نیست.  در مناطق مختلف کشور ما شاهد انحرافات زیادی در رفتارهای دینی و شعائر و مناسک قومی مذهبی مردم هستیم.

    11. غلبه احساس گرایی بر عقلانیت

    چنین به نظر می رسد که برنامه های دینی رسانه به تحریک احساسات و عواطف مذهبی بیشتر بها می دهند تا به عقلانیت و خردورزی. این نقیصه بویژه در برنامه های سوکواری و سخنرانی های مذهبی ایام محرم و صفر و مناسبت های تقویمی بسیار مشهود است.

    12. غلبه فرم و صورت بر محتوا

    معمولا در برنامه های مختلف رسانه کارشناسان، سخنرانان، میهمانان، مداحان و مجالسی بیشتر شانس حضور و انعکاس دارند که ظاهر، چهره، صحنه آرایی، موقعیت ارتباطی، بیان گفتاری، تن صدا و ژست و حرکات ظاهری متناسب، جاذب، زیبا و احساس برانگیزداشته باشند و کمتر به محتوا و مضامین عرضه شده از حیث عمق و غنای معرفتی توجه می شود.

    13. القای مستقیم به جای غیرمستقیم

    در علم ارتباطات گفته شده که پیام هرقدرغیرمستقیم تر انتقال داده شود، اثربخشی بیشتری بر مخاطب دارد. پیام مستقیم بویژه پیام هایی که با هدف آموزش، ایجاد یا تغییر نگرش، تغییر سبک و الگوی تربیتی القا می شود، مخاطب کمتری دارد و گاه اساسا مخاطب برای دریافت آن، مقاومت روانی دارد. پیام غیرمستقیم معمولا حساسیت کمتری در مخاطب برمی انگیزد و آمادگی مخاطب برای دریافت و پذیرش آن بیشتر است.

    14. توجه بیشتربه جنبه های مناسکی و نمایشی دین

    رسانه بویژه تلویزیون به ابعاد مناسکی و ظاهری دین مثل نماز جمعه و جماعت، راهپیمایی اربعین، دعای کمیل، تلاوت های دسته جمعی قرآن، عزاداری ها، زیارت در مشاهده مشرفه و ... که نمایش بیرونی برجسته و محسوس دارند بیشتر بها می دهد. متقابلا به ابعاد کمتر نمایشی مثل تجربه های معنوی و عرفانی، آثار توحید محوری در زندگی مومنان، یا جلوه های ناشی از روحیه  متوکلانه، زاهدانه، صبوری، نحوه کنار آمدن با مشکلات و مصائب زندگی و دهها جلوه ریز و درشت ایمان در زندگی مومنان بهای در خور توجهی داده نمی شود.  در این نوع رفتارها برخلاف رفتارهای نمایشی معمولا امکان کمتری نیز برای ریاکاری و تظاهر وجود دارد.

    15. ربط برخی از مسائل دینی به برخی از مسائل سیاسی

    از جمله نقدهایی که معمولا بر برنامه های دینی رسانه وارد می کنند خلط موضعی برنامه های دینی با برنامه ها و اهداف و اغراض سیاسی است. برای نمونه در انتخابات به عنوان یک کنش سیاسی به جای دادن بینش و آگاهی سیاسی و ترغیب آنها براساس مسئولیت مدنی، پای مراجع تقلید را به میان می کشد و از اعتبار آنها برای این هدف بهره برداری می کند. این اقدام اگر برای مخاطبان مومن موجه باشد، برای سایرین نیست.  

    16. ترغیب به فعالیت هایی فاقد اولویت

    انتظار این است که رسانه در فعالیت های تبلیغی خود مردم را به اموری ترغیب و تشویق کند که در شرایط عادی و روند معمول کمتر بدان توجه می شود مثل ساخت کتابخانه و مدرسه به جای مسجد و حسینیه(که در مقایسه نیاز مبرمی تری است)، یا تهیه جهیزیه برای نیازمندان به جای سفرمکرر به حج و عتبات، یا اطعام فقرا ونیازمندان به جای طبخ غذا در مسجد و در ایام محرم و توزیع آن درمیان کسانی که چندان نیازی بدان ندارند. 

    17. مناسبتی بودن غالب برنامه های دینی

    در ماه محرم به امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل و حضرت زینب(ع) می پردازیم که بسیار هم مناسب و بجاست یا در ایام فاطمیه به ابعاد مختلف زندگی و شخصیت حضرت فاطمه (س) پرداخته می شود اما غالبا از شخصیت های دیگری که در تاریخ اسلام نقش برجسته و ماندگاری داشته اند، غافلیم یعنی مناسبتی نیست که بدانها پرداخته شود. شخصیت هایی مثل سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مالک اشتر، کمیل نخعی یا برخی امامزادگان فعال در تاریخ اسلام یا برخی زنان حماسه ساز معمولا اگر هم بدانها توجه شود بسیار حاشیه ای و ضمنی خواهد بودو برنامه و مناسبتی برای معرفی آنها به طور مستقل وجود ندارد.

    18. دوتقویمی بودن کشور(شمسی و قمری). این موضوع نیز گاه مشکلاتی برای برنامه سازان و ارباب رسانه فراهم ساخته است.  مثلاً  گاه ایام نوروز با ایام سوکواری محرم مصادف می شود، یا شهادت فلان امام معصوم یا فلان جشن ملی یا انقلابی که این بالقوه می تواند بی نظمی هایی را در ارائه برنامه های رسانه موجب شود. البته در همه این سالها رسانه ملی تدابیری اتخاذ کرده که مشکل را رفع کند و حساسیتی در افکار عمومی ایجاد نشود. اما در کل این هم مساله ای است که برای برنامه سازان و مجریان دغدغه ایجاد کرده است.

    19. طرح مباحث غیرمستند یا غیر موجه

     گاه در رسانه مباحثی از سوی برخی کارشناسان عرضه می شود که به دلیل غیرمستند بودن یا اختلافی بودن بالقوه می تواند در موضوع وحدت شیعه و سنی اخلال ایجاد کند. همچنین گاه در مواردی در رسانه ملی با برخی سنت های ملی ظاهرا پذیرفته شده مثل سیزده بدر یا چهارشنبه سوری برخورد منفی و مقابله جویانه صورت می گیرد که ممکن است واکنش هایی را در مخاطبان برانگیزاند.

    20. عدم جامعیت سوژه های تبلیغی

    برنامه های تبلیغی دین در رسانه برغم ظرفیت های گسترده، فاقد جامعیت لازم است یعنی از همه ظرفیت های محتوایی و ابعاد و لایه های معرفتی، آموزه ای، اعتقادی، ارزشی، حکمی، اخلاقی، عرفانی، تاریخی و... دین به صورت متناسب بهره گیری نمی شود. برای مثال از نماز و حجاب فراوان سخن می روداما درخصوص برخی مفاهیم دینی مثل صبر، زهد، قناعت، همسایه داری، فلسفه برخی مشکلات و مصائب در زندگی این جهان، اقتضائات و محدودیت های زندگی در این عالم، آفات برخی داشته ها و... چندان که باید التفاتی نمی شود. مناسب است طرحی برای احصای همه مفاهیم، مولفه ها و عناصر قابل تبلیغ دین در رسانه تهیه شود و سپس تمهیدات لازم برای معرفی و ارائه آنها در قالب برنامه های متناسب اندیشیده شود.

    21. عدم بازخوردگیری از مخاطبان

    تا آنجا که من اطلاع دارم بیشتر بازخورد گیریهای رسانه ملی مربوط به برنامه های نمایشی(فیلم و سریالها)، آنهم در تهران و مخاطبان خاص است. رسانه ملی برای آگاهی از منظر مخاطبان خود چاره ای جز این ندارد که مرتب نظر مخاطبان را در مورد برنامه های دینی ارائه شده جستجو کند. بازخوردگیری هم میزان اقبال مخاطبان از این برنامه ها و هم میزان موافقت و مخالفت آنها را مشخص می کند و هم رسانه را در جهت ساخت برنامه های دارای کیفیت بهتر در آینده هدایت می کند. کمترین تاثیرآن احترام نهادن به مخاطب و اطلاع یابی از خواسته ها و مطالبات وی است.

    22. اخلال در تنوع الگویی جاری در جامعه

    برای مثال، رسانه ملی در چند سال اخیر اصرار دارد که الگوی غالب سینه زنی و عزاداری برخی استان ها را ضبط و به کرات پخش کند تا رفته رفته به الگویی برای کل کشور تبدیل شود. این کار اگر آگاهانه صورت گرفته باشد به زعم من توجیه فرهنگ شناسانه ندارد. تردیدی نیست که هر استانی یا هر منطقه ای در هر موضوعی از جمله عزاداری الگوهایی دارد که برآمده از خلاقیت های جمعی آنها در گذر زمان است. تلاش رسانه برای یکسان سازی فضای فرهنگی کشور، مخل این تنوع و خلاقیت داشت. البته ممکن است این نتیجه(یکسان سازی اجمالی یا تفصیلی) دردرازمدت و برنامه ریز نشده و بدون مقاومت مخاطبان تدریجا حاصل شود.

    23. تاثیر منفی برنامه های دینی رسانه براماکن مذهبی

    انتقاد برخی این است که رسانه ملی با پخش متنوع برنامه های دینی، سبب خالی شدن مساجد و سایر مراکز مذهبی تبلیغی شده است. دلیل آن این است که رسانه ملی غالبا سخنرانی، سخنرانان برجسته و خوش کلام راپخش می کند و مخاطب ترجیح می دهد به جای رفتن به مسجد و استماع سخنرانی ضعیف تر پای گیرنده خود بنشیند. اگر این نقد وارد باشد قاعدتا رسانه باید برای آن تدبیری بیاندیشد، چون خالی شدن این مراکز نیز آثار و تبعات نامطلوبی دارد.

    24. ستاره سازی از برخی سخنرانان و مداحان

    این نتیجه البته قدری طبیعی است که افراد معرفی شده در رسانه و بویژه تلویزیون شانس بیشتری برای مطرح شدن در جامعه و معروفیت و به تبع آن رونق بازارشان می یابند. انتظار این است که رسانه این امکان را در اختیار کسانی قرار دهد که هم صلاحیت لازم را دارند و هم تعالی روحی آنها در حدی است که از این نوع شهرت ها به نفع خود استفاده نمی کنند. وای بسا، شهرت آنها برای جامعه مفید و ضروری باشد چون امکان استفاده بیشتری از آنها فراهم می شود.

    نکات دیگری نیز هست که طرح آن فرصت و مجال بیشتری می طلبد.

    پیشنهادات

    چند پیشنهاد هم به اختصار و اجمال عرض می کنم:

    1. حوزه و دانشگاه صداوسیما بویژه دانشکده دین و رسانه در قم در تربیت مبلّغان رسانه ای و سایر ملزومات تبلیغ رسانه ای همکاری و مشارکت جدی داشته باشند.

    2. پشتوانه های تحقیقی مناسب برای موضوعات و سوژه های دینی قابل طرح در رسانه تامین شود.

    به بیان دیگر، شرایطی فراهم شود که کارشناسان برخوردار از مطالعه و پژوهش در آن موضوع یا حوزه به رسانه بیایند.

    3. تنوع بخشی بیشتر به برنامه های دینی به تناسب تنوع مخاطبان و نیازهای اطلاعاتی و معارفی آنان

    4. تقویت هر چه بیشتر جاذبه برنامه های دینی، از لحاظ فنی، محتوایی، زبانی، هنری، کارشناسی، موقعیت پخش

    5. تلاش در جهت معرفی الگوها و اسوه ها:  معرفی شخصیت های بزرگ به گونه ای که جوانان از آنها الگو بگیرند. زندگی ائمه معصومین(علیهم السلام)، علما، عرفا، برخی شهدا جنبه های الگویی و درس آموزی فراوان دارد و رسانه به خوبی می تواند این جنبه ها را برجسته کرده و در اختیار نسل جوان قرار دهد.

    6. معرفی سبک های زندگی مرجح مؤمنانه

    الگوهای زیستی اسلام در ساحت های مختلف یا به تعبیر امروزی سبک های زندگی مطلوب و مرجح اسلامی را شناسایی و ترویج کنیم. تردیدی نیست که  اسلام در حوزه فراغت و تفریح، خواب و بیداری، اکل و شرب، دوستی و همسایه داری، کار و تلاش، ارتباط با خود، دیگران، طبیعت و خدا و... توصیه ها و رهنمودهای مفصلی دارد که غالب مومنان یا از آنها آگاهی ندارند یا التزام عملی چندانی به رعایت آنها در خود احساس نمی کنند. رسانه در این بخش نقش جدی و موثری می تواند ایفا کند.

    7. آموزش حقوق و تکالیف اجتماعی متقابل. غالب افراد از حقوق و تکالیف متقابل خود در جامعه آگاه نیستند و در عمل نیز مشکلات عدیده ای از این ناآگاهی به ظهور می رسد رسانه می تواند درتبیین و تشریع این نوع حقوق و تکالیف اعم از حقوقی(قانونی)، اخلاقی و عرفی و بالابردن میزان آگاهی و احساس مسئولیت همگانی نقش جدی ایفا کند.

    8. بهره گیری بیشتر از تصویر به جای کلام و گفتگودر برنامه های تلویزیونی و دارای ماهیت نمایشی

    9. پرهیز از کلیشه سازی و تکرار موضوعات و مضامین در اشکال غیر خلاق

    10. تلاش در جهت شناسایی نیازها و مطالبات متغیر مخاطبان

    ۱۱. بازخوردگیری مکرر از مخاطبان و انعکاس آنها در ساخت برنامه های بعدی

    ۱۲. افزایش کمی و کیفی برنامه های تولیدی به جای ضبط برنامه های دینی رایج در جامعه و اماکن مذهبی

    ۱۳. بهره گیری از تجربیات رادیو وتلویزیون های سایر کشورها در امر تبلیغ دین

    ۱۴. پاسخ دهی به شبهات رایج و القا شده از سوی دشمنان ودگراندیشان

    ۱۵.  مواجه انتقادی با آسیب ها و انحرافات فرهنگ دینی


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :