شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 194803

    دکتر سید حسین شرف الدین

    اربعین و سبک زندگی

    چکیده سخنرانی دکتر سید حسین شرف الدین در نشست علمی «اربعین و سبک زندگی» در موسسه امام خمینی ره، 13/8/95

                                                                 بسم الله الرحمن الرحیم

    درتوضیح «راه پیمایی اربعین و سبک زندگی» یا «راه پیمایی اربعین به مثابه نوعی سبک زندگی»، قاعدتاباید ابتدا مفهوم و معنای مراد از سبک زندگی و سپس جلوه ها و کارکردهای سبکینه این رویداد بزرگ را در حد اجمال توضیح دهم.

    سبک زندگی در واقع، تبلور و تجلی عینی فرهنگ به مثابه جامع ترین نظام معنایی جامعه است   (عناصر فرهنگ معنایی و مجردند که در قالبهایی عینیت و نمود می یابند. به همین دلیل، برخی سبک زندگی را جنبه نمایشی و متظاهرانه فرهنگ شمرده اند.)

    دو تلقی غالب از ماهیت و چیستی سبک زندگی وجود دارد: 1) سبک به عنوان قاعده، هنجارو الگوی کنش. کسانی که ازسبک به عنوان   نقشه زندگی،  سیاست زندگی، چارچوب مرجع، خط راهنما یاد می کنند، به این جهت توجه دارند.

    تلقی دوم، سبک به عنوان کنش منتخب و مرجح است. کسانی که سبک زندگی را به مجموعه نسبتا نظام مندی از کنش های ذهنی و عینی برگزیده تفسیر کرده اند، به این وجه نظر دارند.(در واقع، یکی به فرم و ظرف کنش ودیگری به مضمون ومظروف کنش توجه دارد)

    درهر جامعه معمولا حسب موقعیت های مختلف جنسی، سنی، قومی، شغلی، طبقاتی، تمدنی گونه های مختلفی ازسبک یا مجموعه های سبکی وجود دارد.(برخی از جامعه شناسان، از سبک های متنوع درونی جامعه به خرده فرهنگ های آن تعبیر کرده اند) 

    گوهر اصلی سبک نیز به تبع فرهنگ بینش ها، ارزشها، گرایش ها و جهت گیریهای متناسب است. 

    سبک زندگی به لحاظ گستره و شمول تقریبا همه ساحت های زیستی فرد در همه ابعاد و حوزه های شخصیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ارتباطاتی، زیباشناختی، و همه شؤون زندگی اعم از فردی و اجتماعی، مادی و غیر مادی، عینی و ذهنی،  ثابت و متغیر، را در بر می گیرد.(ازاین رو، برخلاف برخی تلقی ها به حوزه های خاصی از زندگی همچون فراغت، مصرف، مد و... محدود نمی شود؛ و به  گروههای سنی خاصی نیز اختصاص ندارد، اگر چه شاید نوجوانان و جوانان، به اقتضای موقعیت سنی خود میدان داران عمده گزینش و تجربه سبک های مختلف هستند؛ به دوره زمانی خاصی هم محدود نمی شود(یعنی داستان دیروز و امروز نیست اگر چه در جامعه مدرن به دلیل برخی تحولات و اقتضائات مثل فردگرایی، افزایش قدرت انتخاب و خلاقیت ورزی، تنوع گرایی، لذت جویی، تبلور بیشتر و محسوس تری دارد)

    افراد معمولا به اقتضای تیپ روانی، نظام تربیتی، سرمایه فرهنگی و اجتماعی، علایق و سلایق، نیازها و انتظارات و نیز با عطف توجه به ظرفیت ها، اقتضائات، فرصت ها و محدودیت های فرهنگی اجتماعی جامعه مسکون خود انتخاب کرده و ترجیح می دهند.(توجه به این نکته لازم است که درجامعه مدرن انتخاب نوع سبک تا حدی جزو حقوق فرد و قلمرو آزادی و اختیاراو فرض شده است. انتظار این است که انتخاب ها و ترجیحات فردی در چارچوب ظرفیت ها، امکانات و فرصت ها و ماذونات و مجوزاتی محیطی صورت پذیرد، اماگاهی هم از آن تعدی می کند(و این زمینه التقاط سبک ها را دربرخی جوامع فراهم ساخته است).

    نکته دیگر اینکه داشتن سبک و قاعده در ساحت های مختلف زندگی امری اجتناب ناپذیر است. اگر چه در گذشته، سبک ها بیشترتعینی و نسبتا ثابت بودند، در عصرو زمان ما بیشتر خلاق، تعیینی و تجویزی ومتغیرند.   

    نکته دیگر اینکه الگومندی ساحت های مختلف کنش های فردی، حسب معیارهای پذیرفته شده و نهادی شده، به معنای یونیفورمازیسیون و یکدست کردن دستوری و تحکمی فرهنگ عمومی و امحاء تنوعات دنیای روزمره و نادیده انگاشتن علایق و سلایق و ترجیحات فردی نیست. 

    راه پیمایی اربعین

    رویداد عظیم، بی سابقه و غیرمنتظرانه ای که از سال 82/ 2003 به این طرف بامشارکت وسیع مردم عراق و زائرانی از کشورهای مختلف(سال94 طبق آمار، زائرانی از بیش از60 کشور در آن شرکت داشتند) به صورت جدیدی اعلان موجودیت کرده و سالانه نیزبر کم وکیف آن افزوده می شود. رویدادی که به رغم عظمت وگستره و تنوع آثار وجودی، تاکنون به طور جدی دیده و و مورد توجه قرارنگرفته است. هنوز متناسب با انتظار ابژه مطالعات فرهنگی اجتماعی واقع نشده است.  

    سوالی که ابتدا مطرح است اینکه راه پیمایی اربعین اولا یک رفتار آیینی است و هدف آن پاس داشت یاد و خاطره  حماسه آفرینان بزرگ عاشورا است و به اقتضای آیینی بودیگری به مضمون ومظروف کنش توجه دارد)

    درهر جامعه معمولا حسب موقعیت های مختلف جنسی، سنی، قومی، شغلی، طبقاتی، تمدنی گونه های مختلفی ازسبک یا مجموعه های سبکی وجود دارد.(برخی از جامعه شناسان، از سبک های متنوع درونی جامعه به خرده فرهنگ های آن تعبیر کرده اند) 

    گوهر اصلی سبک نیز به تبع فرهنگ بینش ها، ارزشها، گرایش ها و جهت گیریهای متناسب است. 

    سبک زندگی به لحاظ گستره و شمول تقریبا همه ساحت های زیستی فرد در همه ابعاد و حوزه های شخصیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ارتباطاتی، زیباشناختی، و همه شؤون زندگی اعم از فردی و اجتماعی، مادی و غیر مادی، عینی و ذهنی،  ثابت و متغیر، را در بر می گیرد.(ازاین رو، برخلاف برخی تلقی ها به حوزه های خاصی از زندگی همچون فراغت، مصرف، مد و... محدود نمی شود؛ و به  گروههای سنی خاصی نیز اختصاص ندارد، اگر چه شاید نوجوانان و جوانان، به اقتضای موقعیت سنی خود میدان داران عمده گزینش و تجربه سبک های مختلف هستند؛ به دوره زمانی خاصی هم محدود نمی شود(یعنی داستان دیروز و امروز نیست اگر چه در جامعه مدرن به دلیل برخی تحولات و اقتضائات مثل فردگرایی، افزایش قدرت انتخاب و خلاقیت ورزی، تنوع گرایی، لذت جویی، تبلور بیشتر و محسوس تری دارد)

    افراد معمولا به اقتضای تیپ روانی، نظام تربیتی، سرمایه فرهنگی و اجتماعی، علایق و سلایق، نیازها و انتظارات و نیز با عطف توجه به ظرفیت ها، اقتضائات، فرصت ها و محدودیت های فرهنگی اجتماعی جامعه مسکون خود انتخاب کرده و ترجیح می دهند.(توجه به این نکته لازم است که درجامعه مدرن انتخاب نوع سبک تا حدی جزو حقوق فرد و قلمرو آزادی و اختیاراو فرض شده است. انتظار این است که انتخاب ها و ترجیحات فردی در چارچوب ظرفیت ها، امکانات و فرصت ها و ماذونات و مجوزاتی محیطی صورت پذیرد، اماگاهی هم از آن تعدی می کند(و این زمینه التقاط سبک ها را دربرخی جوامع فراهم ساخته است).

    نکته دیگر اینکه داشتن سبک و قاعده در ساحت های مختلف زندگی امری اجتناب ناپذیر است. اگر چه در گذشته، سبک ها بیشترتعینی و نسبتا ثابت بودند، در عصرو زمان ما بیشتر خلاق، تعیینی و تجویزی ومتغیرند.  

    نکته دیگر اینکه الگومندی ساحت های مختلف کنش های فردی، حسب معیارهای پذیرفته شده و نهادی شده، به معنای یونیفورمازیسیون و یکدست کردن دستوری و تحکمی فرهنگ عمومی و امحاء تنوعات دنیای روزمره و نادیده انگاشتن علایق و سلایق و ترجیحات فردی نیست. 

    راه پیمایی اربعین

    رویداد عظیم، بی سابقه و غیرمنتظرانه ای که از سال 82/ 2003 به این طرف بامشارکت وسیع مردم عراق و زائرانی از کشورهای مختلف(سال94 طبق آمار، زائرانی از بیش از60 کشور در آن شرکت داشتند) به صورت جدیدی اعلان موجودیت کرده و سالانه نیزبر کم وکیف آن افزوده می شود. رویدادی که به رغم عظمت وگستره و تنوع آثار وجودی، تاکنون به طور جدی دیده و و مورد توجه قرارنگرفته است. هنوز متناسب با انتظار ابژه مطالعات فرهنگی اجتماعی واقع نشده است. 

    سوالی که ابتدا مطرح است اینکه راه پیمایی اربعین اولا یک رفتار آیینی است و هدف آن پاس داشت یاد و خاطره  حماسه آفرینان بزرگ عاشورا است و به اقتضای آیینی بودن، متضمن پیام و معنای جدیدی نیست(در رفتار آیینی معمولا تکرارموضوعیت دارد).

    ازطرفی این راه پیمایی، کنشی مقطعی، موسمی، کوتاه و گذرا است چگونه می تواند در شکل گیری سبک زندگی که مجموعه ای از الگوهای نسبتا نهادی شده و تکرار پذیر در زندگی روزمره است تاثیر داشته باشد؟

    اجمالا معلوم است که راه پیمایی اربعین به شکل موجود، رویدادی بی سابقه، برنامه ریزی نشده و غیر قابل پیش بینی است، و به دلیل ماهیت ویژه، استعداد و ظرفیت بسیار بالایی برای تولید آثارمختلف و متنوع دارد. (از این رو، اگر هم رفتارآیینی تلقی شودازنوع خاص و استثنایی آن است)

      در تحلیل ابعاد مختلف این رویداد ومراسم معمولا دو سنخ بحث به صورت توامان قابل طرح است: یکی نمادشناسی و نشانه شناسی عناصر جاری در این رویداد(معناکاوی راز و رمزها و کشف دلالت ها) ودیگری  بررسی کارکردها، پیامدها و آثار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، عبادی، اخلاقی و تربیتی آن برای افراد و جوامع مرتبط است(راه پیمایی اربعین اگر چه زمانش کوتاه اما آثارش متنوع وعمیق است، این آثار به ایام حضور و تجربه مستقیم و حتی شرکت کنندگان و کنش گران مباشرهم محدود نمی شود و انعکاس وسیع و گسترده ای دارد).

    آنچه در این گفت و گو بیشتر مورد توجه است، تلقی این راه پیمایی و شرکت در آن به مثابه تجربه نوعی سبک زندگی، نوعی بودن و شدن بالایه های شناختی، عاطفی، رفتاری، تبلیغی، ارتباطی و ایدئولوژیکی است که البته ظرفیت های لازم برای  تاثیرگذاری عمیق بر ساحت های مختلف زندگی کنش گران(= شرکت کنندگان) و سایر مرتبطان را در وضعیت های و موقعیت های پسا راه پیمایی راهم دارد.  

    جلوه ها و آثار غالبا مشهود آن را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد: (بدیهی است که این توصیف به صورت همزمانی یا در لحظه است وممکن است آینده دستخوش تغییر شود)

    -   تعطیلی موقت چرخه عادی زندگی روزمره (خرق عادت واره ها و رهایی از قفس تنگ زندگی نهادی شده و به طورکلی تجربه وضعیت و موقعیت جدید مخصوصا اگراین وضعیت معنوی و روحانی باشد،  خود زمینه شکوفایی برخی از استعدادهای پنهان را در انسان فراهم می سازد.

    -   (آثار روحانی و معنوی): نمایش توحید عملی در قالب یک رفتار آیینی(قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی له رب العالمین)؛ ترسیم نوعی بیعت عملی با اهداف و آرمانهای عاشورائیان؛ تجربه یک سلوک معنوی و عرفانی از خود به سوی خدا؛ درگیر شدن دریک اعتکاف سیار چند روزه؛ تحمل برخی سختی هاو مشقات در مسیر این سلوک(که خود نقش مهمی در رهایی از تمایلات راحت طلبانه و رفاه جویانه معمول دارد و این خود برای افراد سازنده است)؛ بسط و تعمیق دینداری و تقویت جامعه پذیری مومنانه؛ تشدید تمایلات و تمنیات عرفانی و معنوی؛ بهره گیری از فیوضات معنوی آن دیار؛ تخلیه انرژیها و هیجانات معنوی؛ تقویت روح تولی و تبری(و در کل، اشتیاق وافر به مومنانه زیستن و رهایی از مظاهر و تعلقات عرفی شدن)

    -   (آثار بیشتر سیاسی اجتماعی): بازآفرینی کنگره عظیم حج ابراهیمی در مقیاسی کما و کیفا متفاوت با محوریت گفتمان شیعی؛ تقویت خودآگاهی دینی و احساس زندگی در قامت یک امت؛ زمینه سازی جهت انجام کنش های متعهدانه در راستای تامین اهداف جهانی اسلام؛ نمایش طیفی از مشترکات اعتقادی، ارزشی و آرمانی؛ نمایش قدرت عظیم و فروخفته توده های انسانی مومن؛ زمینه یابی حداکثری جهت ارتباطات میان فرهنگی شیعیان با یکدیگر و با سایر مومنان از بلاد مختلف(و تلویحا ترمیم برخی شکاف های ارتباطی مثل کدورت های ناشی ازجنگ میان زائران ایرانی و عراقی)؛ تقویت روح جمع گرایی(درجهانی که فرد گرایی در آن غالب است)؛ تقویت ارتباطات و مناسبات انسانی برپایه محبت، صمیمیت، تلطف، ایثار، انفاق و تعاون؛ تالیف قلوب و تقویت روح اخوت و همدلی در پرتوذوب منیت ها و لغو همه تمایزات(قومی، ملی، شغلی، تحصیلی و... همه زائر یاخادم الحسین اندو در واقع، حذف همه مرزها و فاصله ها).

    -   لازم به ذکر است که راه پیمایی اربعین اکنون به مثابه یک سرمایه اجتماعی عظیم و یکی ازمنابع بسیار مهم و روزافزون قدرت تلقی می شود که قاعدتا همه مومنان بالقوه می توانند درتولید، افزایش، حفظ و بهره گیری از این سرمایه نقش داشته باشند.

     


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :