شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 249467

    دکتر سید حسین شرف الدین:

    دین در شبکه های اجتماعی

    پاسخ های سید حسین شرف الدین به سوالات یکی از دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) برای تکمیل رساله ایشان(7/7/97)

                                                                 بسم الله الرحمن الرحیم

    1- فرهنگ واقعیت مجازی و ویژگی «مکان بی مکان و زمان بی زمان»  که در نظریه جامعه شبکه ای کاستلز بیان می شود را یک فرصت برای حوزه دین می دانید یا یک تهدید؟ به نظرم بیشتر یک تهدید است تا یک فرصت. دلیل آن هم این است که دین چه در متن و چه در جامعه مومنان ماهیت فرهنگی دارد و بارمزگان فرهنگی تفهم و تفهیم شده است؛ اگر چه دین در مقام متن به فرهنگ فطری و انسانی مشترک و فراتاریخی و دین درجامعه مومنان به فرهنگ قومی وتاریخی و جغرافیایی جوامع خاص تعلق دارد. از جمله پیامهای محتمل جامعه شبکه ای مفروض کاستلز در آمیختگی متون فرهنگی اجتماعی، رقیق شدن مرزهای تمایز بخش و هویت ساز و اختلاط و التقاط هویت هاست. در چنین فضایی تشخیص سره از ناسره، اصل از فرع،  متن از حاشیه ومرکز از پیرامون به غایت مشکل و بلکه غیر ممکن خواهد بود.  ادامه این روند به فرهنگی شدن هر چه بیشتر دین و غلبه ابعاد جامعه شناختی آن برابعاد الهیاتی آن خواهد شد. رواج تلقی ها و تفسیرهای نسبی گرا از آموزه های دین و خوانش های تاریخی از آنها خطر دیگری است که اصالت پیام های قدسی را تهدید می کند. عوارض دیگری نیز دارد که در پاسخ به برخی از سوالات دیگر شما بدان توجه داده خواهد شد.   

    2- بنا بر نظریه جامعه شبکه ای؛ بحران انزوای روابط پدرسالارانه در جامعه شبکه ای آیا به معنای آن نخواهد بود که بزرگان دینی نیز با توجه به فرهنگ شبکه های مجازی جایگاه خود را از دست خواهند داد؟

    قطعا جایگاه آنها تحت تاثیر حضور مراجع یا مراجع نمایان متعدد تضعیف شده و خواهد شد. تریبون داران در شبکه های اجتماعی تکثر و تنوع فزاینده ای دارند و همه بیش از آنچه بشنوند حرف می زنند.معمولا غالب مخاطبان و کاربران بیش از آنکه دغدغه شناخت شخصیت و هویت گویندگان و نویسندگان متون رسانه ای را داشته باشند بیشتر به خود محتوا، جاذبه های فرمی و ساختاری، منطق درونی آن و احیانا میزان تناسب آن با دغدغه های خود توجه دارند. این نه فقط در شبکه های اجتماعی که در محیط های علمی( و کم کم درحوزه های علمیه)نیز چنین است یعنی در جهان تکثرو تجزیه تخصص ها، معمولا کمتر کسی می تواند مرجعیت عام و همگانی از دید همه صاحبان اندیشه و تخصص بیابد. به بیان دیگر، اگر مرجعیتی هم باشد صرفا برای افراد متخصص دردرون یک حوزه و فیلد خاص است.  

    3- بر اساس نظریه شبکه اجتماعی ون دایک، شبکه های رسانه ای و ارتباطات واسطه ای جایگزین شبکه های اجتماعی و ارتباطات رودررو نمی شوند بلکه بـه آنـها افـزوده می گردند. آنها درهم گره می خورند و هردو در صورت استفاده از خصوصیات قدرتمندشان از این وضعیت جدید سود خواهند برد. نهاد دین چگونه می تواند از این شرایط سود ببرد؟ در طول تاریخ، همواره فرایند تبلیغ دین از طریق بهره گیری از ابزارها و رسانه های عصری به انجام رسیده است. در این زمان نیز برغم مشکلات، امکانات رسانه ای زیاد و منحصر بفردی بوجود آمده که بعضا می تواند با رعایت شروطی درتبلیغ دین نیز مورد استفاده قرار گیرد.در این مسیر البته رقبا و دشمنان زیادی نیز وجود دارند که از همین امکانات در جهت خلاف شما(مواضع ضد تبلیغ) بهره برداری می کنند. تجربه تاریخی نیز نشان داده که معمولا رسانه های متعدد فعال در هر دوره رفته رفته به نوعی تقسیم کار وهماهنگی در عمل رسیده اند. با ظهور تلویزیون پیش بینی این بود که سینما به تعطیلی کشیده خواهد شد ولی چنین نشد؛ با ظهور اینترنت پیش بینی می شد که عصر کتاب به سرآمده ولی اینگونه نشد، اگر چه جایگاه قبلی آن تضعیف شد. مشکل تبلیغ دین در عصر وزمان حاضر صرفا به تعدد و تکثر رسانه ها و اموری از این دست مربوط نمی شود. تبلیغ موفق دین در این عصر به تربیت مبلغان متناسب، بازتفسیر برخی آموزه ها، اتخاذ موضع در خصوص برخی بحرانهای جهانی، روشن ساختن نسبت دین با عرفی گرایی وسکولاریسم، روشن ساختن نسبت علم ودین، نسبت دین با معنویت، تعیین حوزه ذاتی نقش آفرینی دین در زندگی بشر(از جمله موضوع فردی یا اجتماعی بودن دین)، افزایش کارآمدی با هدف پاسخ دهی به سوالات عصری بشر، پایان دادن ادیان به جنگ های زرگری خود و اموری از این قبیل دارد. مومنان و مخاطبان پیام های دینی نیز در این عصر همزمان در معرض صداها و پیامهای زیاد و بعضا ناهمگون و تفسیرهای جوراجور از عقاید، آموزه ها و احکام دین قرار دارند که خود روزمره برتزلزل و تشویش آنها افزوده است. 

    4- از دیدگاه همگرا، نقش کانال های سنتی باید همگام با رسانه های مدرن در تحرکات دینی و سیاسی ایران مدنظر قرار گیرد. این نقش در  رابطه با شبکه های اجتماعی از جمله در موضوع مشروعیت بخشی چگونه ایجاد می شود؟ همگرایی در عمل اگرچه میان رسانه های سنتی مثل منبر، رادیو، نوار و مطبوعات بویژه در دوره وقوع انقلاب اسلامی در راستای ترغیب به انقلاب، اجمالا و به اقتضای شرایط دوران محقق شد، اما همین همگرایی در دوران پس از انقلاب رفته رفته تضعیف شد و ما شاهد این ناهمگرایی حتی در میان منابر و تریبونهای تبلیغ دین هستیم. همچنین این ناهماهنگی میان رسانه های سنتی با رسانه های مدرن مثل تلویزیون و سینما آنگاه که در مسیر تبلیغ دین فعال شدند، بوضوح آشکار شد. از این رو، همگرایی رسانه ای به معنای مورد نظر این نظریه در جهان پرتنوع و تکثر امروز حتی در مقیاس یک کشور نیز یک آرمان است. شبکه های اجتماعی نیز تا مادامی که هدایت و کنترل بیرونی داشته باشند وضع همین است یعنی در حوزه تبلیغ دین بیش تر واگرایانه عمل می کنند تا همگرایانه؛ اما در صورتی که امکان راه اندازی شبکه های ملی داخلی و تحت هدایت و نظارت مرجع رسمی باشیم و افراد متعهد، متخصص و دغدغه مند در عرصه تبلیغ دین در عرصه مدیریت محتوایی کانالهای آن فعال شوند، این همگرایی، امکان تحقق بیشتری دارد.

    5- به نظر شما شبکه های اجتماعی در کدام یک از کارکردهای دینی می توانند بهتر عمل کنند و اثربخش باشند؟ (اطلاع رسانی-آموزشی سرگرمی ارشادی بسیج و...)در اطلاع رسانی یا اخبار و گزارشات خبری مختصر فارغ از شرح و بسط های کارشناسانه؛ همچنین در بخش سرگرمی ها و اشتغالات فراغتی(مثل طنز، موسیقی، کلیپ های تصویری کوتاه، کاریکاتور های تصویری( اعم از ثابت و متحرک)، استندآپ کدیها؛ در کارکرد بسیج نیز چند سال اخیر بویژه در ایام انتخابات شاهد تاثیرگذاری جدی آنها بوده ایم. 

    6- بر مبنای نظریه جامعه شبکه ای کاستلز؛ حضور فرستندگان سنتی در فضای شبکه ای جدید باعث همزیستی زمینی پیام های متعالی و از دست رفتن جایگاه فراانسانی آنها خواهد شد. با این فرض، چگونه می تواند یک مبلغ با حضور خود در فضای شبکه ای جدید؛ از آسیب کاسته شدن مفاهیم متعالی جدا شده و بتواند به عنوان واعظ الکترونیکی موثر عمل کند؟

    این عارضه قهری را جناب پستمن نیز در کتاب «زندگی در عیش و مردن در خوشی» به عنوان یکی از محدودیت های تلویزیون برای انعکاس پیام های دینی و متافیزیکی متذکر شده بودند. ظاهرا چاره ای جز نیست، در بازار پیام همه سعی دارند مغازه تاسیس کنند و متاع خود را بفروش رسانند. مبلغان دین نیز نمی توانند به بهانه افول جایگاه قدسی پیامشان، عقب نشینی کنند و صحنه را به نفع رقبای نااهل خالی گذارند. علاوه اینکه این قدسیت پیام وقتی به دست بشر می افتد و ترجمه فرهنگی می یابد تا حد زیادی لاجرم تضعیف می شود. فضای متعالی و قدسی مورد علاقه مومنان صرفا در مساجد و معابد دینی جریان دارد در حالی که عرصه تبلیغ دین به این مکانها محدود نمی شود. به زعم من تاسیس کانالهای متنوع متناسب با طیف مخاطبان و تلاش در جهت پیام سازی و صورت بندی درست پیام های قابل عرضه در رسانه و نیز بهره گیری از کارشناسان و اعضای متعهد می تواند تا حدی این نقیصه را جبران کند.  این موضوع اگر هم اشکال باشد، به شبکه های اجتماعی محدود نمی شود. برای نمونه شما در ماهواره ها با شبکه های زیادی مواجهید که ضمن تبلیغ آشکار و ضمنی دین، فعالیت های ناهمنوا و عرفی و روزمره نیز فراوان دارند.       

    7- مهمترین ویژگی های تبلیغ اسلامی و مبلغ برای حضور موفق در شبکه های اجتماعی از منظر شما و با نگاه اسلامی چیست؟ عطف توجه به سوالات و دغدغه های عصری مخاطبان، پردازش های جدید و خلاق(فارغ از کلیشه ها)، توجه به دیدگاههای انتقادی و مخالف، رعایت ادب و انصاف در برخورد یا مخالفان، بهره گیری از تکنیک های هنری و ادبی در طراحی و ارائه پیام، استفاده از محققان، نویسندگان و گویندگان توانمند و خوش نام، اجتناب از ورود در بحث های تخصصی سنگین و مدرسی، پرهیز از سیاسی کاری و در آمیختن مباحث علمی و الهیاتی با دغدغه های ایدئولوژیک، کوتاه و مختصر بودن پیام ها، امکان دهی به مخاطبان برای بازخوردهی و مشارکت، تلاش در جهت بهره گیری هر چه مفید تراز ظرفیت های مختلف این رسانه و همسویی با اقتضائات آن.

    8- میزان اثرگذاری پیام دینی در شبکه های اجتماعی را چگونه ارزیابی می کنید؟ در شبکه های اجتماعی معمولا هر کاربری حتی اگر مصرف کننده صرف باشد به چندین کانال اتصال و ارتباط دارد و از آنها دریافت پیام می کند و دائما هم وسوسه می شود که براین تعداد بیفزاید و عضویت خود در کانالهای مختلف را توسعه دهد. نتیجه قهری این امر امکان یابی آن لاین برای دریافت حجم قابل توجهی از پیام های جوراجور و از حوزه های مختلف است. تجربه عینی من این است که پیام ها در شبکه ها اجتماعی بیشتر مرور می شوند یعنی از جلوی چشم عبور داده می شوند و فرد تنها برخی از آنها را حسب دواعی مختلف برای مطالعه و استفاده انتخاب می کند و از بقیه بدون تامل و توجه عبور می کند. علاوه اینکه همان تعدادی  هم که خوانده می شود به دلیل تنوع و تکثر و دریافت آنهادر یک بازه زمانی محدود، معمولا تنها درحافظه کوتاه مدت ذخیره می شوندو طبیعتا به سرعت فراموش می گردند. از این میان تنها برخی از این پیامها به دلایل خاص شانس ورود به حافظه درازمدت و ذخبره اطلاعاتی کاربر را دارند. پیامهای تاثیرگذار باید ویژگی هایی از جنس آنچه در سوال هفت تذکر یافت، داشته باشند.    

    9- راهکارهای اثر بخشی بیشتر پیام دینی در شبکه های اجتماعی چیست؟ این راهکارها بخشی به تولید کنندگان پیام مربوط است و برخی به مخاطبان و کاربران. داشتن کانالهای اختصاصی و تخصصی، جذب مخاطبان و همراهان همگن، تولید پیام متناسب با معیارهای بیان شده در پاسخ به سوال هفت و اقداماتی از این دست می تواند ضریب اثربخشی پیام های دینی عرضه شده در این شبکه ها را افزایش دهد.  

    10- مهمترین آسیب های ناظر به شبکه های اجتماعی در انتقال پیام دینی با تاکید بر تلگرام چیست؟ تعدد و تنوع سخن گویان و نویسندگان ناشناخته و غالبا فاقد صلاحیت علمی وتخصصی، متقابلا ضعف حضور و مشارکت سازمان یافته افراد متعهد ودارای صلاحیت، ورود غیر کارشناسانه به مباحث تخصصی، اهتمام جهت دار و مرضی به طرح سوالات وشبهات، اهتمام به طرح و انتقال دیدگاههای شاذ و ناهمسو با مشهورات و اجماعیات، عدم یا ضعف ارجاع به پاسخ های از قبل تولید شده توسط اندیشمندان، نتیجه گیریهای شتاب زده و تعمیم های ناروا، بعضا جدال غیر منطقی و عدم پذیرش پاسخ های مستدل منتقدان و کامنت گزاران، بعضا بهره گیری از زبان موهن و به نوعی خرده گیری تمسخر آمیز باورها و ارزش های دگر اندیشان، خلط موضوعات علمی و الهیاتی با مسائل سیاسی روز، خلط مباحث الهیاتی و درون متنی با مباحث جامعه شناختی دین(یا خلط دین در مقام تعریف با دین در مقام تحقق یا خلط دین در تکست با دین در کانتکست= فرهنگ عمومی مومنان)، خلط اسلام اعتقادی با اسلام تاریخی، خلط رویکردهای مختلف الهیاتی ودین پژوهانه(کلامی، فقهی، عرفانی، تفسیری، اخلاقی)، طرح سوالات فنی و پیچیده و توقع پاسخ های دم دستی و کوتاه، توقع پاسخ یابی فوری و متقن برای هر نوع سوال و شبهه،  بهره گیری ناصواب از شیوه های اقناعی در مواضعی که باید در آن استدلال منطقی عرضه کرد و...  

    11- راهکارهای کاهش آسیب در جهت استفاده بهینه از شبکه های اجتماعی در زمینه تبلیغ دین چیست؟ تاسیس و تقویت شبکه های داخلی و ملی، کم کردن امکان دسترسی کاربران عادی به شبکه ها و کانالهای عرضه کننده اطلاعات مسموم، تاسیس کانالهای تخصصی با رعایت اقتضائات، مدیریت این کانالها توسط نهادها و افراد معتبر برای عضویت بیشتر افراد، نقد و بررسی موسمی عملکرد این کانالها توسط کارشناسان با هدف ارتقای تدریجی آنها، تقویت همگنی بیشتر آنها با سایر رسانه ها، شناسایی حرفه ای ظرفیت ها و محدودیت های این رسانه با هدف استفاده بهینه از آن،  توجه به ابعاد محتوایی و صوری پیامها و نکاتی از سنخ آنچه در پاسخ به سوال هفت گذشت.      

    12- آینده اینترنت و شبکه های مجازی و حضور دین در این عرصه را چگونه پیش بینی می کنید؟ احتمالا بر میزان آشفتگی زبانی، مفهومی و تفسیری پیامهای دینی افزوده خواهد شد، مرجعیت عالمان و مروجان روحانی تحت تاثیر ظهور جریانات روشنفکری و بدیلهای کارکردی بیشتر از این تضعیف خواهد شد و به بیان دیگر، حق انحصاری تفسیر کتاب مقدس و استنباط مواضع شریعت از علما ستانده خواهد شد، تفسیرهای نهادینه و قرائت های رسمی از مفاهیم و آموزه های دینی مورد بازاندیشی های مکرر قرار خواهد گرفت؛ کالایی شدن پیام های بسته بندی دین(یا صنعت فرهنگ پیامهای دینی) جهت عرضه در بازار رونق بیشتری خواهد یافت، جنبه های مناسکی دین و رفتارهای نمایش جمعی(مثل عزاداریهای کارناوالی) تقویت خواهد شد، فعالیت مداحی و قشرمداحان در مقایسه با وعظ و واعظان و مبلغان موقعیت بیشتر و برتری خواهند یافت، سکولاریسم فرهنگی سلطه و سیطره بیشتری بر ساحت های زندگی مومنان خواهد یافت، دین داری و دین جویی به معنویت جویی و معنویت گرایی تقلیل خواهد یافت، فاصله میان دینداری و تشرع سنتی با تشرع و دینداری مدرن و نیز فاصله معرفتی، اعتقادی، احساسی و رفتاری میان متشرعان سنتی با دین داران مدرن افزون خواهد شد، در آمیختگی میان دین و فرهنگ و مشوب شدن مرزهای آنها افزون خواهد شد، میدان داری شریعت به نفع اخلاق و اخلاق حرفه ای تنگ خواهد شد، میل به حق خواهی  و حق جویی به جای وظیفه مداری و تکلیف گرایی شریعتی تشدید خواهد شد، تکثر گرایی و تنوع گرایی در سبک های زندگی مومنان و متشرعان بیشتر خواهد شد.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :