شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 242244

    مصاحبه با دکتر سید حسین شرف الدین

    تاملی برمطالعات انجام شده در حوزه آسیب های اجتماعی

    مصاحبه سیدحسین شرف الدین با اولین ویژه نامه همایش ملی مواجهه با آسیب های اجتماعی از دیدگاه اسلام، 26/4/97، (ص76- 79).

    سوال اول: چرا برغم انجام مطالعات و تحقیقات گسترده در خصوص آسیب های اجتماعی رایج در کشور، تغییرمحسوسی را در واقعیت امر و کاهش نرخ وقوع این آسیب ها شاهد نیستیم ؟ طبق آمار، وقوع گونه های مختلف آسیب روندی رو به رشد را نشان می دهد. چرا پژوهش های انجام شده نتوانسته، کارگزاران نظام را در تغییر و اصلاح محیط مساعدت کند؟

    جواب) در پاسخ باید عرض کنم که اولا انجام تحقیقات با فرض جامعیت، روزآمدی، روایی، پایایی، قابلیت بهره وری کاربردی؛  تنها شرط لازم  برای ایجاد و اعمال تغییرات محیطی است. تحقق این مهم علاوه بر پشتوانه های اطلاعاتی به عزم جدی کارگزاران، سیاست گذاری، برنامه ریزی، فضاسازی، تخصیص امکانات، اصلاح ساختارها، انگیزه زایی  است.

    علاوه اینکه غالب تحقیقات انجام شده نیز بزعم من نه برای چنین هدفی انجام گرفته اند و نه اساسا می توانند تکیه گاه متقنی برای تامین این هدف فراهم آورند.  در توضیح این موضوع نکاتی را فهرست وارعرض می کنم:

    ۱) جامعه مدرن، به دلایل مختلف همچون مادی گرایی، تراکم ارتباطات، ضعف تربیت اخلاقی، آزادی و اباحی گرایی، نسبیت گرایی ارزشی، فردگرایی و خودمحوری، انفجار خواسته ها، حرص شدید برای تحقق آرزوها، ضعف کنترل های محیطی، کاهش هزینه ارتکاب برخی انحرافات، تحریکات ووسوسه های محیطی،  و... جامعه ای پرآسیب و پرمساله لقب گرفته است. جامعه ما نیز به اعتبار تجربه دوران گذار، اجرای ناقص سیاست های توسعه مدرن، شهرنشینی فزاینده، تحولات ساختاری وبرخی عوامل ثانوی همچون تهاجم فرهنگی وتوطئه های رنگارنگ دشمن؛ به صورتی غیر منتظره به طیفی از آسیب ها و مسائل اجتماعی مبتلاء شده است. از این رو، توقع داشتن یک جامعه کاملا عاری از هر نوع آسیب و اختلال، توقعی برنیاوردنی و آرمانی تحقق نایافتنی است. شاید به همین دلیل است که برخی جامعه شناسان، وقوع درصدی از انحرافات را برای جامعه طبیعی و اجتناب ناپذیر دانسته اند.

    ۲) آسیب در تلقی آسیب شناسان اجتماعی اعم از کجرویها و انحرافات رفتاری در مقیاس فردی و عاملیت انسانی(بزه و جرم) و آسیب در سطوح ساختاری که گاه از آن به مساله اجتماعی تعبیر می شود مثل فاصله طبقاتی، فقر ناشی از ناشی از محدودیت امکانات، بیکاری. 

    3) آسیب در هر جامعه با مرجعیت ارزش ها وهنجارهای پذیرفته شده و خطوط قرمزآن جامعه(قانون، اخلاق، فقه، آداب و رسوم، مصالح عقلایی، انتظارات جمعی) تعیین می شود. از این رو، مصادیق آسیب در جوامع مختلف، متفاوت بوده و به استثنای برخی آسیب های جهانشمول و مشترک میان جوامع انسانی، غالب آسیب ها پدیده های محیطی و متنی اند و به اقتضای تغییرات زمانی و مکانی وضعیتی متغیر دارند. علاوه اینکه کمیت و کیفیت وقوعی آسیب ها و نیز میزان حساسیت جامعه در مواجهه با آنها و همچنین نحوه برخورد با آنها نیز امری کاملا زمینه مند و بافت محور است.

    4) به دلیل ویژگی فوق الذکر، هر جامعه ای برای مواجهه هدفمند با آسیب ها، نیاز به مطالعه دقیق و روزآمد و انجام پژوهش های متناسب  در خصوص آسیب های رایج ودرگام بعد تمهید راهکارهای مناسب برای کاهش و ترمیم آنهاست. از این رو، نمی توان به نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده در سایر جوامع بسنده کرد.

    5) به همین اعتباردر کشور ما نیزتاکنون مطالعات و تحقیقات گسترده ای با رویکردهای مختلف در راستای شناسایی، تبیین، روند شناسی آسیب ها صورت پذیرفته است؛ اگر چه به دلایلی فعالیت های انجام شده مکفی به مقصود نبوده اند.  اهم این دلایل عبارتند از:

    -         وجود محدودیت های مختلف در مسیرانجام تحقیقات اجتماعی بویژه در خصوص موضوعاتی که ممکن است نتایج آن، واکنش هایی را در مسئولان و جامعه برانگیزاند.  

    -         فقدان یک مرکزیت ستادی در مقیاس ملی برای انجام، پایش، بایگانی، حمایت، اعتبار سنجی، بهره برداری و... از پژوهش های ناظر به آسیب های اجتماعی.   

    -         حوزه ای و بخشی بودن غالب مطالعات انجام شده(با قابلیبت تعمیم پذیری بسیار محدود) و محدودیت انجام مطالعات در مقیاس ملی. این نوع مطالعات تنها در خصوص برخی آسیب ها صورت گرفته و نتایج درخور توجهی در اختیار نهاده است. بدیهی است که تحقیقات ملی به دلیل نیازمندی شدید به مجموعه ای از عوامل انسانی، سازمانی، مالی، تجهیزاتی، ارتباطاتی، زمانی و... از عهده محققان فردی و پژوهشکده های کم مایه برنمی آید. 

    -         عدم توجه متوازن به همه آسیب های موجود: برخی آسیب ها مثل طلاق و اعتیاد تاکنون در قالب صدها پروژه با اقتضائات متفاوت مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته؛ در مقابل، برخی آسیب ها همچون روابط ناسالم جنسی، رانت، پول شویی به دلایل مختلف مورد کم توجهی و بی توجهی پژوهشی قرار گرفته است.

    -         ضعف ارتباط ارگانیک غالب تحقیقات انجام شده با یکدیگر. تحقیقات انجام شده در خصوص مسائل اجتماعی، حکم تک نگاریهایی را دارند که هر یک بافرض  اعتبار و قابلیت های فی نفسه، ارتباط روشنی با سایرتحقیقات این حوزه ندارند و حتی بازخوانی همه آنها نیز محقق را به یک نتیجه برآیندی و یک انباشت اطلاعاتی رهنمون نمی شود.  عنصر تکرار، سرقت اطلاعاتی از تحقیقات پیشین، مبانی و مفروضات نظری نامشخص، آمار سازیهای غیر مستند، نمونه گیریهای غیرروشمند، نتیجه گیرهای ناموجه عیب عمده این نوع تحقیقات است.    

    -         روزآمد نبودن غالب مطالعات. برخی مطالعات بویژه مطالعات انجام شده در مقیاس ملی، به بازسازی و بروز رسانی در بازه های زمانی مشخص  با هدف بهره گیریهای متناسب دارند. 

    -         کمی بودن غالب مطالعات با روش های خاص همچون پرسش نامه و ضعف بهره گیری از مطالعات با روش های کیفی که برتری و مزیت نسبی آنها بویژه در مطالعه برخی آسیب ها محرز و مسلم است. 

    -         تاکید زیاد بر جنبه های عاملی کنشگران و ضعف توجه به عوامل ساختاری موثر در وقوع و تشدید مسائل اجتماعی و ترغیب کنش گران به انحرافات و اختلالات رفتاری

    -         تاکید بیشتر به تبیین های علی(شناخت عوامل موثر در وقوع و استمرار پدیده ها) و توجه اندک به تبیین کارکردها(تاثیرسوء آسیب ها بر نظام ها و خرده نظام های اجتماعی)

    -         عدم توان در ترسیم مکانیسم های وقوعی آسیب ها. غالب تحقیقات صرفا به احصای علل و دلایل موثر در ایجاد و تقویت کمی وکیفی پدیده ها بسنده کرده و از طراحی و ترسیم مکانیسم تاثیر گذاری این عوامل(ترسیم زنجیره به هم پیوسته عوامل، نحوه اثر بخشی  و نسبت های درونی آنها با یکدیگردر قالب ماتریس ها و الگوهای شماتیک) عاجزند.  

    -         ضعف توجه به موقعیت جغرافیایی آسیب ها. طبق مطالعه، مناطق مختلف کشور، علاوه بر دارا بودن زمینه های نسبی مشترک برای وقوع و استمرار برخی آسیب ها، استعدادها و ظرفیت های متفاوتی نیز برای شکل گیری، بسط، تکثیر و تنوع برخی آسیب های خاص دارند.  برای مثال، مناطق مرزی یا مناطق محروم کشوربه دلیل موقعیت جغرافیایی، ژئوپولیتیکی، ژئواکونومیکی و فرهنگی بسترمناسب و بعضا اختصاصی برای وقوع و اشاعه برخی آسیب ها دارند. از این رو، انتظار این است که به این ویژگی ها و قابلیت های منطقه ای در مقام پژوهش و ارائه راه حلها توجه جدی تری مبذول شود. به احتمال زیاد، محققان بومی، امکان بیشتری برای شناسایی و تحلیل وقایع جاری و زیرجلدی این مناطق را دارند.

    -         تک رشته ای بودن مطالعات انجام شده. بدیهی است که آسیب های اجتماعی نیز همچون سایر پدیده ها لایه ها و سطوح متعددی دارند و از عوامل مختلفی ناشی می شوند. از این رو، رویکردهای ترکیبی و تلفیقی یا چند رشته ای برای واکاوی سطوح ولایه های مختلف این پدیده ها مناسب تر و موجه ترند. این ضرورت بویژه هنگامی که محقق یا محققان در مقام ارائه راه کارهای مواجهه و نتایج موثر در اقدامات بالینی باشند، شدت و اهمیت بیشتری می یابد. البته این نقیصه، تقریبا در همه تحقیقات انجام شده در خصوص مسائل اجتماعی جاری و ساری است و اختصاصی به حوزه آسیب ها ندارد.

    -         عدم یا ضعف انجام مطالعات فراتحلیل برای اعتبار سنجی مطالعات انجام شده و بهره گیری نظری از آنها در راستای تایید و ابطال نظریه های پیشین  یا استنتاج نظریه جدید

    -         عدم ارجاع  و عدم بهره گیری عملی مدیران و مسئولان اجرایی کشور از مطالعات و تحقیقات انجام شده که خود در فرض وقوع می توانست قوت وضعف آنها را در عمل آشکار سازد. متاسفانه وجود شکاف میان مراکز علمی و پژوهشی با مراکز متقاضی و مصرف کننده تحقیقات افت فاحشی را در استانداردهای پژوهش و نوعی بی انگیزگی در انجام تحقیقات برجسته را در محققان ایجاد کرده است. زبان قال و حال خیلی ها این است که مگر قرار است از این تحقیقات استفاده شود.

    س دوم)از دید شما، یک پژوهش مطلوب، مفید و موثر در این حوزه، چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ برای انجام این نوع پژوهش ها چه اقداماتی ضروری به نظر می رسد؟

    اجمالا از توضیحات قبل روشن شد که به لحاظ سلبی یک پژوهش موجه، کارآمد و هدایت گر درراستای تمهید اقدامات عملی، پژوهشی است که تا حد امکان از ضعف هایی از این نوع عاری باشد؛ و به لحاظ ایجابی متضمن ویژگی هایی باشد که به اجمال به برخی از آنها اشاره می کنم.

    البته همانگونه که در قبل اشاره شد، انجام تحقیقات اجتماعی استاندارد مستلزم زمینه ها، مقدمات، شرایط و  امکانات سخت افزاری و نرم افزاری خاصی است که به دلیل ضعف آن ها در کشور، عملا امکان انجام این نوع تحقیقات درحد مطلوب و مورد انتظار وجود ندارد؛ این ضعف ها ومحدودیت ها در حوزه مطالعه آسیب ها، بیشتراست.

    به این سوال در دو سطح می توان پاسخ گفت: ۱) ویژگی های مطلوب یک پژوهش موردی و خرد مقیاس (پروژه، پایان نامه، رساله، مقاله) و ۲) ویژگی های مطلوب یک نظام پژوهشی و تحقیقاتی جامع در حوزه آسیب های اجتماعی(که قاعدتا ازجمله وظایف یک مرکزیت ستادی با ظرفیت های پژوهشگاهی و سایرملزومات مطالعاتی و پژوهشی در این بخش در مقیاس های مختلف بویژه در سطح کلان و مقیاس ملی است)

    در خصوص سطح اول، طبق رویه های مالوف در مراکز علمی و تحقیقاتی انتظار این است که یک پژوهش واجد ویژگی هایی از این دست باشد: تمرکز بر یک آسیب یا گونه خاصی از آسیب ها باسوالات مشخص، پیشینه و مرورتحلیلی و انتقادی ادبیات نظری موجود، جامعه و نمونه آماری مشخص، مفاهیم و مفروضات نظری منقح، رویکرد و روش متناسب، تبیین علل و دلایل موثر در شکل گیری و استمرارآن، متغیرهای فردی و محیطی موثر در تشدید و تقویت آن، در حد امکان تبیین آثار و پیامدهای متنوع آن، ارائه پیشنهادات کاربردی برای سیاست گذاران و محققان بعدی. 

    و در سطح دوم یا سطح کلان، اقداماتی از این دست مجموعا می تواند نیازهای پژوهشی کشور را در بخش آسیب شناسی اجتماعی درحد امکان تامین کند: شناسایی و گردآوری مطالعات و تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور، انجام مطالعات اکتشافی با هدف شناسایی آسیب های موجود و روندهای وقوع آنها، گونه شناسی آسیب های موجود با ملاک های مختلف، شناسایی ابعاد آن(همچون فراوانی وقوع، پراکندگی جغرافیایی، ویژگی های جمیعت شناختی کنشگران و قربانیان و...)، شناسایی و بهره گیری از روشهای ترکیبی(ترکیبی از روشهای کمی و کیفی) به تناسب آسیب های مورد مطالعه و اقتضائات روش شناختی آنها، تا حد امکان بهره گیری توامان از رویکردهای مختلف(روان شناختی، جامعه شناختی، حقوقی، اخلاقی، تربیتی، دینی، اقتصادی، سیاسی و...)در مطالعه آسیب ها، اقدام در جهت شناسایی علل و عوامل فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، جغرافیایی، خانوادگی و ارتباطاتی موثر در وقوع و تشدید آسیب ها؛ شناسایی و تبیین آثار و پیامدهای مستقیم و باواسطه آسیب ها،شناسایی راههای پیشگیری و کنترل آسیب ها در سطوح مختلف، شناسایی شیوه های اعمال نظارت های رسمی و غیر رسمی و مستقیم و غیر مستقیم بر فضای عمومی، ایجاد حساسیت های لازم در مسئولان و مردم از طریق اطلاع رسانی دقیق، هشدارهای لازم در خصوص آثار سوء تصمیمات و سیاست­های اجرایی دولت در بخش های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، هدایت مسوولان در جهت  برنامه ریزیهای استانی، منطقه­ای و ملی با هدف کاهش و مهار آسیب ها، زمینه سازی جهت تدوین سیاست­های اجتماعی بایسته در برخورد با آسیب­های اجتماعی، شناسایی وظایف دستگاههای اجرایی ذیربط و توجیه آنها، شناسایی نحوه مشارکت سازمانهای دولتی، خصوصی، و نهادهای مردمی در این زمینه، شناسایی راههای گسترش خدمات مددکاری اجتماعی، روانشناختی و مشاوره های مختلف، شناسایی خلاء های قانونی در این بخش؛ شناسایی مناطق و کانونهای آسیب­زا و نحوه انجام مداخلات اصلاحی در آنها، شناسایی راههای موثر در فرهنگ­سازی بویژه ازطریق رسانه ها و آموزش و پرورش رسمی و...؛بدیهی است که تامین این اهداف از طریق بهره­گیری محققانه از یافته­های علمی و تجارب سایر کشورها در زمینه آسیب­های اجتماعی و  اهتمام جدی به انجام پژوهش­­های بنیادی، توسعه ای وکاربردی  ممکن خواهد بود.

     

     

     

     

     


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :