شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 221148

    مصاحبه با دکترسیدحسین شرف الدین

    سواد رسانه ای به مثابه مهارت زندگی

    مصاحبه با دکترسیدحسین شرف الدین (جامعه شناس و عضو هیأت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله)

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

    سؤال۱): باتوجه به ضعف زوجین در مهارت های زناشویی که خود برخی مشکلات را در نظام خانواده موجب شده است جنابعالی چه راهکارهایی برای آموزش و تقویت این مهارت ها توصیه می کنید؟

    پاسخ: طبق تجربیات شهودی و مطالعات عینی معمولا میزان موفقیت افراد در ساحت های مختلف زندگی، میدانهای متعددارتباطی و عرصه های متنوع کنشی، در گرو داشتن مهارت های رفتاری و عقلانیت عملی لازم متناسب با آن حوزه است. این ضرورت در دنیای موجود به دلیل پیچیدگی و تخصصی شدن غالب فعالیت ها، درآمیختگی چرخه های تعاملات اجتماعی، تعدد کنش گران و ذی نفعان، کثرت عوامل فردی و محیطی دخیل، تنوع قواعد و هنجارها، تعدد اقتضائات و ملاحظات، ترتب کارکردهای آشکار و پنهان، وجود محتمل جنبه های آسیبی و کژکارکردی، بعضا تعارض میان منافع و خواسته ها فردی با مصالح جمعی و... اهمیت بیشتری یافته است. تعاملات خانوادگی نیز به دلیل وقوع تحولات ساختاری در این نهاد، وجودتفاوت نسبی میان زوجین در ابعاد مختلف شخصیتی، الگوهای تربیتی، ترجیحات زیستی، اهداف و آرمانهاو... در مقایسه با گذشته حساسیت و شکنندگی خاصی یافته که خود ضرورت آموزش مجموعه ای از مهارت های زندگی برای هدایت کنش های متقابل فکری، احساسی و رفتاری در ساحت آن را ضروری ساخته است. گروه خانوادگی، طبق تقسیم بندیهای جامعه شناختی، از زمره گروههای اولیه شمرده می شوند. روابط معمول در این گروههای عمدتا چهره به چهره، غیر رسمی، کمتر ساخت یافته، غیر انتفاعی، و مبتنی بر انتظارات ارزشی و توقعات عاطفی- احساسی است. این روابط برغم وابستگی متقابل و غنای عاطفی، در برخی سطوح همچون روابط زوجین و بویژه در عصر و زمان حاضر که خانواده تحت تاثیر تحولات محیطی مختلف، دگرگونی های ساختاری، ارزشی، نهادی وکارکردی متعددی را تجربه می کند،  بسیار حساس و آسیب پذیرشده است. آمار فزاینده طلاق عاطفی و حقوقی نشانه گویایی از این حساسیت و شکنندگی است. بی شک، برخورداری زوجین از مهارت ها و قواعد رفتاری لازم در تعاملات و تجربیات زناشویی در کنار سایر شرایط ووضعیت های محیطی، بالقوه می تواند ضریب این آسیب زایی و نرخ وقوع رفتارهای ناهمسو و اخلال گررا تقلیل داده و استحکام بیشتری را برای نهاد خانواده موجب شود.

    سوال۲) این مهارت ها را چگونه می توان دریافت؟

    پاسخ: دریافت و انتقال مهارت ها به طور کلی، از طریق فرایندهای اطلاع رسانی، تبلیغ، آموزش، یادگیری، تقلید، اشاعه و شیوه هایی از این دست صورت می گیرد. در هر جامعه از جمله جامعه مانهادهای مختلفی به صورت رسمی و غیر رسمی همچون خانواده، آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، صدا و سیما، بهزیستی، حوزه های علمیه، مراکز خدماتی درگیردر امر ازدواج و تشکیل خانواده وکلنیک های مشاوره ای در این خصوص مسئولیت داشته و به انتقال این مجموعه از اطلاعات و تجربیات که سیال و متغیر و نسبت به جوامع و مقاطع مختلف به نوعی نسبیت دارد، مامور و مکلف اند. انعکاس برخی از اطلاعات نظری و عملی در قالب کتاب های درسی دانش آموزان و دانشجویان، برگزاری دوره های کارگاهی و فشرده، احتمالا تولید نرم افزارها و تدوین کتب آموزشی و کمک آموزشی، آموزش از طریق سیستم های مجازی، تولید برنامه های مفید رسانه ای، ایجاد کلنیک های تخصصی ارائه کننده مشاوره های حضوری و برخط، برگزاری نشست ها و جلسات تخصصی و نیمه تخصصی جهت انتقال تجربه های مورد نیاز برای مواجهه واقع بینانه با واقعیت های زندگی ومحیط نیز از جمله شیوه هایی است که برای آموزش مهارت ها در بخش های مختلف مفید به نظر می رسد. لازم به ذکر است که مهارت در مقابل معرفت، نوعی دانش عملی و شناخت معطوف به عمل و کاربرد است. بدیهی است که صرف داشتن آگاهی نظری حتی در سطح تخصصی، فرد را از لزوم کسب مهارت های عملی در سطوح مختلف که عمدتا از طریق تجربه های مستقیم حاصل می شود، بی نیاز نمی کند. روان شناسان اجتماعی، مهارت های مورد نیاز را در یک تقسیم طولی به سه سطح مهارت های پایه و اساسی(که در همه جا و برای عموم کنش گران مفید است)؛ مهارت های کاربردی(که حسب موقعیت های خاصی که فرد در آن قرار می گیرد، تفاوت وتنوع دارند) و مهارت های ناظر به شرایط خاص(که به اقتضای وضعیت و شرایط خاص عمل متغیرند).  افراد عموما در فرایندهای مختلف ارتباط با خود(اعم از خود جسمی، روحی، تاریخی/ حافظه ای)، دیگران(در موقعیت های مختلف)، محیط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، تکنولوژیهای در دسترس، محیط طبیعی، مسائل و مشکلات عینی زندگی، و نیز چگونگی داشتن تفکر انتقادی و خلاق، استفاده از فرصت ها و موقعیت ها، اتخاذ تصمیمات خلاق و مناسب در شرایط مختلف، مدیریت هیجانها و... نیاز به آموزش و درونی ساختن مهارت های متناسب دارند.

     

    س۳) چرا به این آموزش ها برغم اهمیت و آثار کارکردی مهم بی توجهی می شود؟

    پاسخ: بزعم من علل و عوامل متعددی در این خصوص نقش آفرینی می کنند که به برخی از مهم ترین های آن در حوزه خانواده و روابط زوجین اشاره می کنم: فقدان یک مرکزیت رسمی جهت سیاستگذاری، مدیریت، رصد روندها، انجام مطالعات و تحقیقات آسیب شناسانه، آگاهی بخشی و اطلاع رسانی های هدایت گر و هشدار دهنده، چاره جویی در خصوص بحرانها و آسیب های نهادخانواده؛  وقوع دگرگونی های مختلف در خانواده تحت تاثیر تحولات جهانی و عدم امید به اصلاح این نهاد به صورت مستقل و بریده از سایر حوزه های جهان اجتماعی، غلبه رویه های سنتی و اکتفاء به آموزش های ضمنی و غیررسمی افراد از طریق تعاملات رایج(در جامعه ما هنوز هم افراد برای ایفای نقش همسری یا والدینی تربیت نمی شوند یا احساس بی نیازی می کنند)، عدم توجه جدی به آسیب های تهدید کننده کیان خانواده تحت تاثیر مدرنیته و فرایند جهانی شدن، تئوری بودن غالب آموزش ها و عدم اعتقاد به تاثیر بخشی آنها در راهبری رفتاری، عدم توجه جدی به نقش آموزش های مفید در شکوفایی ظرفیت ها و افزایش توان فرد دررویارویی واقع بینانه با مسائل و مشکلات زندگی و محیطی، کمبود مشاوران آگاه، متعهد و مجرب متناسب با نیاز کشور، عدم دسترسی آسان و کم هزینه به مشاوران مجرب موجود، ناهمخوانی برخی از نسخه های ارائه شده از سوی متخصصان دانشگاهی با نیازها و ضرورت های جامعه ایران به دلیل وارداتی بودن این تجربه ها و مهارتها و مبانی نظری آن، عدم آمادگی های لازم غالب جوانان برای ورود به عرصه ازدواج و تشکیل خانواده (که خود از ضعف جدی نهادهای تعلیمی و تربیتی کشور حکایت دارد)، عدم مراجعه و نیز عدم تمکین غالب جوانان ازتوصیه های کارشناسان و مشاوران به دلیل ضعف زمینه ها و پیش دریافت های فرد در مراحل اولیه جامعه پذیری، چاره ناپذیری برخی آسیب های خانواده ایرانی در وضعیت موجود به دلیل وجود ضعف های جدی در فرایند شکل گیری و استمرار آن(همچون ضعف شناخت زوجین از یکدیگر، انتخاب های مبتنی برعشق های مجازی و خیابانی، ضعف دخالت والدین واطرافیان در فرایند انتخاب و در گام بعد تصحیح روندها، مخدوش شدن فلسفه زندگی خانوادگی، تقلیل زندگی مشترک به داشتن روابط جنسی قانونی، ضعف توان و آمادگی برای رویارویی با مشکلات محتمل زندگی، عادی شدن موضوع طلاق و فروریختن قبح اخلاقی و اجتماعی آن، تسهیل فرایند اعمال طلاق حقوقی، تمایل روحی به تجدید فراش مکرر و...)،  موضوع هجوم فرهنگی دشمن وورد بی رویه موج های فرهنگی از طریق اینترنت، شبکه های اجتماعی، شبکه های ماهواره ای و سایر عرصه های ارتباطات میان فرهنگی که تاثیر مستقیم و غیر مستقیم آنها برآسیبی کردن، تزلزل و فروپاشی خانواده ایرانی بسیار محسوس ومشهود است.      

    س۴) با توجه به نقش جدی و قابل توجه رسانه ها بویژه رسانه های جهانگستر در ایجاد و تشدید بحرانهای خانواده، چگونه می توان بااین تاثیرات مقابله کرد یا دست کم میزان آن را تقلیل داد؟

    پاسخ: استفاده از رسانه امری روزافزون و در سطوحی اجتناب ناپذیر است. رسانه ها منابع مهم اطلاعاتی، نگرشی و مهارتی مردم اند. وابستگی عموم مردم به پیام های رسانه ای، موقعیت و جایگاه بسیار برجسته و ممتازی به آنها بخشیده است. در این میان رسانه های تصویری همچون تلویزیون، سینما، فیلم، انیمیشن موقعیت برتری دارند و روزمره نیز بر گستره فعالیت کمی و کیفی آنها افزوده می شود. از این رو، نه می توان به عدم استفاده اکید از رسانه ها توصیه کرد؛ نه می توان به تغییر رویه موجود آنها در آینده امید بست و نه می توان با اعمال سیاست هایی از فعالیت و نفوذ آنها در مخاطبان بومی به طور کامل مانع شد. علاوه بر رسانه های جهانگستر، رسانه های ملی و منطقه ای نیز به دلیل توسعه روز افزون و تلاش برای نفوذ توده ای عمدتا از طریق الگوگیری از شگردهای رسانه های برون مرزی، به لحاظ فرهنگی و اثر بخشی جهت دار و مفید متناسب با انتظار جامعه مذهبی ما، وضعیت بهتری از رسانه های جهانگسترندارند. تاثیرات عمیق و بعضا مخرب رسانه ها برگروههای سنی کودک و نوجوان در تقریبا همه کشورها بویژه کشورهای پیشرفته مورد اذعان قطعی کارشناسان تربیتی است. در هر حال، عصرحاضر، عصر ارتباطات نام گرفته و  شاخصه اصلی آن موقعیت داری و نقش آفرینی بلامنازع رسانه های جمعی در مقایسه با سایر نهادهای فرهنگی است. در سپهر فرهنگ عمومی، نقش و  جایگاه رسانه های جمعی و اجتماعی محوری و راهبردی است و از این رو، نمی توان در جایگاه و اهمیت آنها مناقشه کرد. رسانه ها به دلیل تنوع کارکردی منبع اصلی و از جهاتی بی بدیل برای تامین اطلاعات متنوع، سرگرمی و تفریح، جامعه پذیری، بسیج، رصد محیط، سامان دهی افکار عمومی و انواع مختلف تبلیغات شمرده می شوند. ارتباطاطیون معمولا به دلیل پیچیدگی فرایندهای تعامل رسانه ای، داشتن سواد رسانه ای را شرط لازم برای استفاده بهینه مخاطب از رسانه ها و پیام های متنوع آنها ذکر کرده اند. سواد رسانه ای مجموعه ای از اطلاعات و مهارت ها اکتسابی است که فرد را در مسیر انتخاب رسانه مناسب از میان رسانه های در دسترس، برنامه ها و محصولات رسانه ای مناسب و مفید، رمز گشایی و تفسیر پیامهای رسانه، تشخیص مرز میان واقعیت وبازنمایی واقعیت، تمایز میان پیامهای آشکار و پنهان، تفکیک دال های اصلی از دال های پیرامونی، تشخیص میان علم و ایدئولوژی، داوری در خصوص پیامهای ناهمگون و متعارض رسانه ها، اتخاذ موضع فعال یا منفعل در برابر برنامه های رسانه، مواجهه منتقدانه با برنامه های ضعیف و سوگیرانه، تشخیص سیاست های پنهان و اهداف مرموز رسانه ها وبه طورکلی، مواجهه آگاهانه و هوشمندانه با جهان پرتنوع و پر رمز و راز رسانه ای کمک می کند. به لحاظ تاریخی، ظاهرا موضوع سواد رسانه ای برای اولین بار هنگامی مطرح شد که جمعی از نخبه گان فرهنگی کشور کانادا، ازنفوذ بی رویه فرهنگ امریکایی عمدتا از مجاری رسانه های این کشور بویژه فیلم های سینمایی هالیوودی احساس خطرکردند و جامعه خود را در معرض نوعی تهاجم فزاینده فرهنگی دیدند؛ وضعیتی که قبلا نیز در برخی کشورهای اروپایی همچون فرانسه تشخیص داده شد و برای مواجهه با آن اقداماتی صورت گرفت. تشخیص و توصیه کارشناسی این گروه این بود که به جای مقابله منفی مثل تحریم یا اتخاذ موضع ازسوی نهادهای رسمی و دیپلماتیک کشور، مردم را باید نسبت به سیاست های فرهنگی، نحوه عمل و پیامدهای آشکار و پنهان غالبا مخرب این سنخ رسانه ها آگاهی داد و حساس کرد. بدیهی است که این نوع آگاهی های نظری و کاربری، در صورت برنامه ریزی درست بالقوه می تواند نحوه مواجهه مخاطب با پیام های رسانه ای و مقابله با عوارض منفی برخی از برنامه های آنها را به صورتی هوشمندانه هدایت و مدیریت کند. به زعم من، جامعه ما نیز به دلیل درگیرشدن ناخواسته در شبیخون و ناتوی فرهنگی بی پایان دشمن و ناکارآمدی سایر شیوه های پیشنهادی و اعمال شده برای مقابله، چاره ای جز بهره گیری از این سنخ تجربیات یعنی اهتمام جدی به موضوع افزایش کمی و کیفی سواد رسانه ای درسطح عموم و ایجاد حساسیت محیطی آگاهانه ندارد. گفتنی است که تاکنون به صورت پراکنده و غیر منسجم اقداماتی نیز توسط برخی سازمانها در این خصوص صورت پذیرفته است.        

    س۵)آموزش سواد رسانه ای جزء وظایف کدامیک از نهادهای فرهنگی است؟

    پاسخ: معمولا همه نهادهای رسمی و غیر رسمی درگیر در فرایند جامعه پذیری همچون خانواده، آموزش و پرورش رسمی، رسانه ها و سایر نهادهای فرهنگی در این خصوص مسئولیت دارند و در صورت تشخیص ضرورت و درک نیاز مخاطبان به این سنخ از اطلاعات و مهارت ها، می توانند در جهت تامین آن، اقدامات مقتضی را صورت دهند. روشن است که شناخت دقیق عملکرد رسانه ها،  تشخیص موضع تهاجمی آنها و نیز نحوه مقابله با آنها چیزی نیست که بتوان از عموم مردم توقع داشت. از این رو، ورود فعال در این عرصه نیز مشارکت جمعی  و متعهدانه همه مدیران، کارشناسان و نخبه گان فرهنگی را می طلبد. نتیجه بخشی این اقدام نیز تابع میزان درک ضرورت و اعمال حساسیت، مشارکت جدی نهادها و سازمانهای مسئول، تدوین سیاست ها و برنامه های آموزشی متناسب، سامان دهی اقدامات اجرایی مناسب و مرحله ای، و بالاتر از همه همراهی و همدلی مردم در رعایت و کاربست توصیه ها و رهنمودهای کارشناسانه است. البته تا رسیدن به این هدف، فاصله زیادی وجود دارد. علاوه اینکه بسیاری از مقامات، مسئوولان و مدیران فرهنگی کشور اتخاذ این قبیل سیاست ها، برای مقابله با هجوم و شبیخون فرهنگی دشمن را غیرعملی، ناکارآمد و بی تاثیرمی دانند. برخی نیز یا اساسا چیزی به نام هجوم فرهنگی را قبول ندارند یا آن را امری طبیعی و عادی و مقتضای دوران تلقی می کنند و یا احیانا آثار و نتایج مثبت آن را بیشتر از عوارض منفی و مخرب آن می دانند.  به نظر می رسد که تمهید اقدامات ستادی در این خصوص جزو وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی و مدیریت راهبردی صدا و سیما است.

    تذکر این نکته نیزلازم است که واژه سواد رسانه ای درتاریخ حیات خود مستمرا بسط معنایی یافته و قلمرو شمول آن گسترده شده است. معنای متبادر ازاین واژه اکنون در عرف اهل رسانه و دانشوران ارتباطات، تقریبا همه اطلاعات و تجربیات فنی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، مردم شناختی و روان شناختی که گردانندگان، کارگزاران، برنامه سازان و عوامل تولید محصولات رسانه ای برای تولید و ارائه برنامه های جذاب متناسب با نیاز، خواست، سلیقه و ذائقه مخاطبان خود نیاز دارند؛ و متقابلا همه پیش زمینه ها، ظرفیت ها و قابلیت هایی که مخاطبان در مقام مواجهه با رسانه و مصرف اقلام رسانه ای در راستای بهره گیری بیشترو بهتر بدان نیاز دارند، را شامل می شود. نوع، میزان و سطح سواد رسانه ای مورد نظر در جامعه ما در موضوع مقابله با هجوم فرهنگی دشمن بیشتر معطوف به نیازمخاطب است تا ارباب رسانه اما در غیر از این حوزه یعنی رسانه ملی و جریان رسانه ای در داخل کشور قاعدتا این مهم هم برای گردانندگان و عوامل تولید و هم برای مخاطبان توامان مطرح است و موضوعیت دارد.   

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :