شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 204913

    سید حسین شرف الدین

    کتاب تحلیلی اجتماعی از صله رحم

    معرفی کتاب:


     

    مقدمه
    توصيه اكيد به صله رحم و دورى گزيدن از قطع‏رحم، يكى از مهمترين راهبردهاى اخلاقى ـ حقوقى اسلام در ايجاد همبستگى و تحكيم پيوندهاى اجتماعى، ميان اعضاى شبكه خويشاوندى به عنوان يكى از زيرمجموعه‏هاى نظام كل است. صله‏رحم به رغم اهميّت و جايگاه منيع آن در منابع دينى و آثار و كاركردهاى فراوان آن در نظام اجتماعى، همچون بسيارى از موضوعات اجتماعى موردنظر اسلام از قلمرو كنكاش‏هاى محققانه به دور مانده و آن‏گونه كه بايد، ابعاد و زواياى آن، از ديدگاه‏هاى گوناگون مورد بحث و بررسى عالمانه واقع نشده است.

    نوشتار حاضر با سبك و سياق خاص آن ـ تا آن‏جا كه مؤلف تتبع نموده‏است ـ اوّلين رساله‏اى است كه در اين موضوع نگارش يافته‏است. چكيده‏اى از مضمون و محتواى اين رساله به ترتيب فصول بيان مى‏گردد:

    فصل اوّل: اين فصل ضمن تحليل و تبيين اجمالى برخى مسائل از منظر فقهى به توضيح و تشريح مفاهيم اختصاص دارد. البته عدم اهتمام فقها به پردازش جدّى اين بحث، على‏رغم اهميت آن از جمله محدوديت‏هايى است كه ورود عميق در اين مباحث و كنكاش درباره ابعاد مختلف آن را با مشكل مواجه مى‏سازد. مؤلف اين سطور نيز اولاً شايستگى لازم براى درگيرشدن در اين مباحث را در خود نمى‏بيند و ثانياً موضوع رساله و محدوديت‏هاى ناشى از آن به او امكان تحقيق و تفحص تفصيلى درباره ابعاد فقهى آن را نمى‏دهد؛ مجموعه اين عوامل، اجمال‏گويى و اختصار در اين فصل را موجب شده است.

    فصل دوم: دراين فصل انواع خويشاوندى (نسبى، سببى، رضاعى، فرزند خواندگى، توتمى و تعميدى) و سطوح شبكه خويشاوندى از پايين‏ترين سطح آن، يعنى خانواده گرفته تا بالاترين آن يعنى طايفه و قبيله و ملت از منظر عمدتاً توصيفى به‏طور نسبتاً جامع، مورد بحث و بررسى واقع شده‏اند.

    فصل سوم: اين فصل در ادامه فصل قبل به استقراى مصاديق مختلف ارحام در منابع دينى پرداخته و مصاديق متعدد ديگرى، علاوه بر آنچه عرف عادتاً در زمره خويشان نسبى و سببى مى‏شمارد، براى آن برشمرده است. روايات، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و اميرالمؤمنين عليه‏السلام و ائمه اطهار عليهم‏السلام و علماى ربانى و مؤمنين و سادات را ارحام روحانى جامعه مؤمنان معرفى كرده‏اند و مؤمنان موظفند حقوق ايشان و تكاليفى كه در همين ارتباط بدانها متوجه است به اكمل وجه ـ و از نظر كمى و كيفى بسيار بالاتر از ارحام نسبى و جسمانى خويش ـ ادا نمايند. بالطبع صله و قطع در اين موارد نيز به ميزان شأن و موقعيت طرف مورد نظر و شدت و ضعف حقوق او ارزيابى مى‏شود.

    فصل چهارم: در اين فصل، همه آيات و رواياتى كه به نوعى با موضوع بحث ارتباط دارند، از قرآن كريم و مجامع روايى ـ تا حدى كه براى مؤلف امكان يافت ـ استخراج گرديده و در قالب نه عنوان كلى و ده‏ها عنوان جزئى رده‏بندى شده است و در هر مورد، جز برخى موارد استثنايى، جهت اختصار صرفاً به گزينش و نقل يك روايت از مجموع روايات باب اكتفا كرده است. البته اين دسته‏بندى به جهاتى در مورد آيات اعمال نشده است.

    فصل پنجم: در اين فصل،جهت آشنايى با جايگاه صله رحم در ساير اديان و آيين‏هاى مذهبى پيشين ـ ايجاد امكان مقايسه تقريبى با موقعيت آن در اسلام ـ به نقل برخى ديدگاه‏هاى كلى از آيين يهود و مسيحيت و زرتشت و تعاليم كنفوسيوس پرداخته شده است. البته چه در همين موارد اندك مورد مطالعه و چه در ساير آيين‏هايى كه امكان مطالعه آنها براى مؤلف حاصل نشده، كاستى‏هاى روشنى وجود دارد، ولى آنچه مسلم است همه نظامهاى اعتقادى و عملى، اعم از اديان اصيل و برخوردار از منشأ وحيانى و آيين‏هاى متأثر از اديان الهى به رغم اختلاف نظرهاى فراوان در مسائل گوناگون، در اين مقوله اخلاقى وحقوقى ديدگاه‏هاى نسبتاً همسان و آراى كم‏وبيش مشابهى دارند.

    درخور ذكر است كه در تورات و انجيل، تا آن‏جا كه مؤلف تتبع نموده، از ارحام به معناى شبكه خويشاوند نسبى مورد نظر آيات و روايات اسلامى ذكرى به ميان نيامده و صرفاً به بيان حقوق والدين و تكاليف فرزندان در برابر ايشان پرداخته‏است.

    فصل ششم: اين فصل، كه مكمل فصل چهارم است، به تشريح و تفسير آثار وكاركردهاى دنيوى و اخروى و فردى و اجتماعى مذكور در روايات پرداخته‏است. بدون ترديد، فهم دقيق رابطه علّى ميان صله يا قطع‏رحم با برخى آثار، به علت منطق ماورايى نهفته در آن، بسيار پيچيده و مشكل مى‏باشد و بالطبع تبيين آن در قالب‏هاى ملموس وهمه فهم غير ممكن خواهدبود. اين فصل باهدف توجه دادن همگان به آثار وكاركردهاى بسيار مهم اين پديده، كه بالطبع آگاهى از آنها بيشترين نقش را در توليد انگيزه لازم جهت ايفاى اين مسؤوليت اجتماعى خواهدداشت، به‏رغم محدوديت ياد شده، به تشريح و تفسير اين آثار از منظر اجتماعى و با الهام از نگرش‏هاى كاركردگرايانه پرداخته‏است.

    فصل هفتم: فصل هفتم به نقل گزيده‏اى از ديدگاه‏هاى جامعه‏شناسان درباره موقعيت شبكه خويشاوندى در نظام اجتماعى، آثار و كاركردهاى آن در نظام‏هاى سنتى پيشين، هسته‏اى شدن خانواده به عنوان الگوى رايج نظام خانوادگى در تمدن صنعتى، اضمحلال خانواده گسترده در بسيارى ازمناطق جهان امروز، موقعيت و كاركردهاى شبكه خويشاوندى در جوامع صنعتى ونيمه صنعتى امروز و... پرداخته‏است.

    فصل هشتم: در اين فصل به نقش دين عموماً و اسلام خصوصاً در تحكيم پيوندهاى اجتماعى اشاره شده است. توصيه مؤكّد به صله‏رحم و برحذر داشتن همگان ازقطع آن، با توجه به انبوه آثار و كاركردهاى ناشى از آن، از جمله سياست‏هايى است كه اسلام مبناى حركت مؤمنان قرار داده‏است، و هدف از آن تثبيت پيوندهاى مشترك در ميان اعضاى شبكه هاى خويشاوندى به عنوان زيرمجموعه‏هاى نظام اجتماعى كل مى‏باشد. پيوند خويشاوندى هرچند به‏سبب زير ساخت‏هاى طبيعى و برخى اقتضائات اجتماعى در گذشته همواره عامل اصلى در توليد تعصب مذموم و به نوعى در ايجاد تفرقه ميان گروه‏هاى خويشاوندى مختلف (قبايل) شمرده مى‏شد، اما در پرتو نظام اعتقادى و اخلاقى اسلام، مى‏تواند به دور ازهرگونه پيامد منفى به‏عنوان يكى از راهبردهاى مهم ايجاد و تقويت پيوندهاى اجتماعى در كنار و تحت‏الشعاع پيوندهاى معنوى و اعتقادى مستقر ميان مؤمنان و تحت تأثير نظام ارزشى حاكم بر رفتارها و روابط اجتماعى در جامعه مؤمنان، به‏عنوان امت واحد و ارتباط با بيگانگان، ايفاى نقش كند.

    فصل نهم: اين فصل به‏خلاف فصل‏هاى پيش كه عمدتاً از رنگ‏وبوى توصيف برخوردارند به تبيين علل ضعف يا قطع ارتباطات خويشاوندى در جوامع موجود ـ در يك چهارچوب كلى ـ پرداخته است. وقوع برخى تحولات بنيادى و ساختارى در نظام اجتماعى موجود، به اقتضاى مرحله تمدنى خاص بشر، موجبات از ميان رفتن بسيارى از آثار و كاركردهاى شبكه خويشاوندى را فراهم نموده‏است.

    زوال اين آثار كه در گذشته، قوى‏ترين عامل در تثبيت اين شبكه و تراكم و تقويت ارتباط ميان اعضاى آن به‏شمار مى‏آمد، موقعيت آن را به شدت متزلزل ساخته‏است. بينش مذهبى و نظام اخلاقى منبعث از آن كه در شرايط فقدان عصبيت قومى (همچون عصر و زمان حاضر) مهمترين پشتوانه و ضامن اجرا براى چنين ارزش‏هاى اجتماعى به‏حساب مى‏آيد، در اين مرحله تمدنى به‏سبب برخى موانع، قدرت تأثيرگذارى چندانى در سامان دهى و كنترل رفتارهاى اجتماعى ندارد. در اين فصل برخى از تغييرات به‏وجود آمده در جامعه موجود و نقش آنها در تضعيف يا در مواردى قطع تعلقات خويشاوندى تشريح شده است.

     

     


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :